”من گفتم که مادموازل آیا میتونید اونقدر محبتتون رو به من افزایش بدید و نامتون رو به من بگید و او در جواب به من لبخند زد. من دوباره گفتم میتونید محبت کنید و اسمتون رو به من بگید من جمعاً چهار مرتبه درخواستم را تکرار کردم. بانو دستهایش را به طرف زمین دراز کرد و بعد آنها را به طرف بالا روی سینهاش به صورت ضربدر به هم پیچاند. چشمانش را به طرف آسمان دوخت ولی سرش را بالا نگرفت. با ملایمت به طرف من خم شد و گفت:
“Que soy era Immaculada Conceptiou”
(I am the Immaculate Conception)
بانو به من لبخند زد و بعد ناپدید شد. من تنها ماندم.
من معنی آن کلمات را نمیدانستم اما حتماً کشیش معنی آن را میدانست.“
Immaculate Conception
نامی كه بانو برای برنادت خود را چنین خواند.
Conception یعنی: رویان (جنینی كه تنها طبقات سلولی آن از هم متمایز شده)
لقاح (تركیب تخمك و تومه)
مفهوم (شكلگیری یك فكر، ایده یا تصویر)
و
Immaculate یعنی: پاك شده
تطهیرشده
معصوم
توجه داشته باشید كه كلمهء Conception به معنای لقاح، یعنی دقیقاً تركیب شدن اسپرم و اوول، و نه بارداری و حاملگی (Pregnancy)، اگرچه با كمی تسامح میتوان به این معنا نیز آن را به كار برد، ولی در اینجا نه.
شاید با همان كمی تسامح بتوان برای آن ترجمهای چون ”آبستنی پاك“ یا به قول پائولو كوئلو دركتاب اخیرش زهیر آن را ”زایش بیآمیزش“ نیز خواند، امّا به نظر میرسد بهترین و دقیقترین ترجمه همان باشد كه در فیلم آهنگ برنادت (The Song of Bernadette) گفته شده یعنی ”لقاح مطهر“.
حالا ”لقاح مطهر“ یعنی چه؟
اول از همه باید به این نكته توجه داشت كه Immaculate به معنی تطهیرشده است نه مطهر، یعنی چیزی كه مطهر نبوده و بعداً تطهیر شده است، از این جهت لقاح تطهیرشده صحیحتر است ولی لقاح مطهر زیباتر و موجزتر است.
فلسفهء این عبارت برمیگردد به این باور مسیحی كه جناب آدم(Adam) ابوالبشر با خوردن آن میوهء ممنوعه مرتكب ”گناه جاوید“ (Original Sin) شد كه پس از آن این گناه به او ملحق شد و پس از او تمام ذُریه و فرزندان او، به عبارتی تمام انسانها با این گناه متولد میشوند، گویی كه آن گناه مانند یكی از ژنهای روی مولكول DNA به آنها به ارث میرسد. همین جا اشاره كنم كه فلسفهء غسل تعمید هم در آیین مسیحیت از همین مسئله نشأت میگیرد كه در واقع میخواهند با این كار تاحدودی او را از آن ”گناه جاوید“ پاك كنند.
برگردیم به موضوع ”لقاح مطهر“.
در اینجا بد نیست به یاد آوریم كه خودِ مریم (س)، فرزند عمران و همسرش (فكر میكنم به نام ”آن“)، حاصل یك بارداری معجزهآسا در سنین كهولت و یائسگی است. عیسی (ع) كه حاصل یك خلقت بیواسطه و دست اول است در بطن مادری كه احتمالاً خود نيز اینگونه بوده است. بنابراین لقاح او كاملاً تطهیرشده بود، ”آدمی“ دوبارهخلقشده.
و اما بانویی كه برنادت دیده بود كه بود؟
او میگوید من خودِ لقاح مطهر هستم، و نه كسی كه لقاح مطهر در وی اتفاق افتاده است كه در این صورت میتوانست مثلاً الیزابت هم باشد.. هیچگاه نیز نمیگوید من مریم هستم. همانطور كه در بازپرسیهای مكرر برنادت هم آمده این بازپرسان و كشیشان هستند كه مدام به برنادت اینطور القاء میكنند كه تو مدعی دیدن مادر مقدس، مریم باكره هستی، و او مدام تكرار میكند كه او تنها بانویی را دیده است و در جوابِ كشیش پیرامل كه نامش را خواسته بود، وی خود را Immaculate Conception نامیده است (در اصل بدینوسیله گواهی دیگر برای صدق گفتهء برنادت فراهم آورده بود). و برنادت تا آخر عمر او را بانو خطاب كرد.
از اینجا من باید یك كمی كشف اسرار كنم! (لطفاً علم زدهها و خِردزَدهها اگر ناراحت میشوند نخوانند!)
دوم – درجات این موكلان یا فَریشتگان با یكدیگر متفاوت است.
سوم – فرشتهای كه موكل عمل لقاح است یكی است و فرشتهء موكل لقاح مطهر، دیگری.
چهارم – آنكه برنادت دیده جلوهای بوده از یك فعل اصلی یعنی ”خلقت“ و از آنجا كه محل و موضوع عملِ این نوع خلقت، مادّهء خاكی بوده میتوان با توجه به اساطیر او را جلوهء انسانوار ”زمین مادر“ دانست، بخصوص با توجه به مهر و عطوفت وی در رابطه با بیماران كه با جوشاندن چشمهای از وجود خود (زمین) سعی در یاری رساندن به آنان داشته است. از طرفی او موكل عنصر آب است، همان كه همه چیز زنده از آن است، همان آناهیتای ما ایرانیان، او الههء آب است كه جلوهای از روح بزرگ خود را به صورت مریم نیز به روی زمین آورده، همانطور كه در بازگشتها و تولدهای مكرر خود به صورت فاطمه (Fatima) نیز آمد.

