در قسمتهای اخیر سریال قهرمانان (Heroes) زنی ناشنوا وارد داستان شده است که توانایی ویژهای دارد. او میتواند هر صدایی را ببیند. این توانایی برخلاف بیشتر تواناییهای دیگری که در این سریال دیده شده در جهان واقعی هم وجود دارد و دیده شده است. تنها معدودی توانایی دیگر در این مجموعه هست که آنها هم مابهازای بیرونی دارند، مثل توانایی حرکت دادن اشیاء از دور (Telekinesis) و یا خواندن افکار دیگران و القای ذهنی (Telepathy).

(نوشته شده در 16 خرداد 85)
در دنیای واقعی، بث (Beth) از وقتی كه به یاد میآورد، نُتهای موسیقی را میدید، نه مثل دیگران بر خطوط حامل و روی كاغذ بلكه به شكل نوری رنگی كه با زدن هر كلاویه در پیش چشمانش ایجاد میشد و دیدن همین بازی رنگین نورها او را برای آموختن پیانو مشتاقتر میساخت.
الیزابت هم هر بار كه قاشق غذا را به دهان فرو میبرد دوایر و مثلثها و مربعهایی را میدید كه هر كدام به رنگی بودند. او میگوید كه این پدیده مشكلی برای او ایجاد نمیكند، در واقع او تصور میكند این بقیهء مردم هستند که نیمی از لذت غذا خوردن را درك نمیكنند!
چندین سال پیش، روزی به این مسئله فكر میكردم كه ما از كجا میتوانیم مطمئن باشیم كه دیگران هم دقیقاً مانند ما یك چیز را درك میكنند؟ آیا شما هم وقتی به یک برگ نگاه میکنید همان چیزی را در مغز خود میبینید که دیگری میبیند و به آن میگویید سبز؟ بعد از آن ناگهان به این فكر افتادم كه اگر میشد مثلاً با یك عمل جراحی جای اعصاب چشم و گوش را عوض میكردند، چه اتفاقی میافتاد؟ یعنی به طور مثال اگر میشد جایی در بین راهِ گوش تا مغز، عصب شنوایی را قطع میكردند و در محلی ما بین چشم تا مغز هم عصب بینایی را میبریدند و بعد بهصورت ضربدری دوباره آنها را پیوند میزدند به این صورت که عصب شنوایی پیامهای عصبی شنوایی را به بخش بینایی مغز میبرد و عصب بینایی پیامهای بینایی را به بخش شنوایی مغز!
از نظر تئوری در آن صورت شما باید دنیای اطراف خود را با چشمانتان میشنیدید و صداها را هم میدیدید!

از نظر عملی، هنوز چنین چیزی امكان پذیر نیست، ولی كسانی هستند كه ظاهراً اتفاق دیگری برایشان افتاده است یعنی بعضی از حسهایشان تاحدودی با هم آمیخته شدهاند، انگار که مثلاً عصب شنوایی، سر راه خودش یک عصب فرعی هم به عصب بینایی داده باشد. اینها، به طور مثال، علاوه بر اینكه نُتهای موسیقی را میشنوند آنها را بهصورت رنگهای خاصی هم میبینند یا مثلاً اعداد را رنگی میبینند. برخی دیگر از این افراد طعمها و مزهها را به شكل اشكال هندسی یا رنگها میبینند ، مثلاً مزهء شیرین را به شكل دایرهای صورتی درك میكنند، و یا مزه را بهطریقی لمس میكنند، مثلاً تندی را شبیه بُرندگی یا شوری مثل زبری. این گونه افراد دنیای ما را به روشهایی غیرمعمول و شاید هم هیجانانگیزتر تجربه می کنند و در واقع چنین به نظر میرسد که در دنیایی بین واقعیت و رؤیا زندگی میکنند. این حالت اصطلاحاً سینستزی (Synesthesia) نامیده میشود که از ریشه یونانی Syn به معنای باهم و aesthesis به معنای درک ساخته شده است.
تا مدتها این پدیده به عنوان موضوعی غیرواقعی تعبیر می شد، اما تحقیقات سالهای اخیر دانشمندان، واقعی بودن آن را آشکار کرده است. یک علت احتمالی كه برای بروز این حالت مطرح میشود وجود ارتباط متقاطع میان برخی نواحی ادراك حسی در مغز این گونه اشخاص است که قاعدتاً باید مانند مغز افراد عادی به صورت مجزا فعالیت کنند.

محققان نمیدانستند که اگر شخصی كه دچار سینستزی است و هنگام دیدن عدد 5، رنگ قرمز و با دیدن عدد 2، رنگ سبز را میبیند، به صورتهای دیگری این اعداد به او نشان داده شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به این منظور چندین عدد 2 را به اشكال متفاوت به نحوی که یک مثلث را تشکیل دهند کنار هم قرار دادند، با این فرض كه اگر این حالت واقعی باشد، افراد مورد بررسی میباید به راحتی مثلث را ببینند، زیرا آنها اعداد را رنگی میبینند و بنابراین مثلث مذکور براحتی دیده میشود. هنگامی که این آزمایش به انجام رسید، جواب کاملاً واضح بود برخلاف افراد عادی این قبیل افراد به طور کامل اَشکالی را که به وسیله اعداد مزبور تشکیل شده بود تا 90درصد براحتی دیدند. بنابراین دانشمندان نتیجه گرفتند که این پدیده امری واقعی است نه تخیلی.
تحقیق روی این پدیده دانشمندان را به دانستن مطالب جدید دیگری رهنمون شد كه به همین اندازه جالب و هیجانانگیز بودند.
برای مطالعهء بیشترمیتوانید به لینكهای زیر نیز مراجعه نمایید:
http://www.cnn.com/HEALTH/9511/synesthesia/
http://home.alphastar.de/Vilen01/
http://cytowic.net/Synesthesia/Synesth__Encyclo_/synesth__encyclo_.HTM

