تبليغاتX
‌یکی از همین آرش ها - اصلاً بیایید رأی بگیریم!
 

مجبورم در امتداد کامنت‌های علیرضا و ندا.ح و پونهء عزیز در رابطه با انتخابات و دفاع مردم از آراء خودشون در پیک قبلی نه، پیک قبل‌ترش، به یه سری موضوعات اشاره‌ای بکنم، حالا با ربط و بی‌ربطش رو دیگه نمی‌دونم. (خیر سرم می‌خواستم دیگه از سیاست و این جور کثافات ننویسم.)

 

این که رأی دادن رو به پول به گدا دادن تشبیه کرده بودم، شاید چندان مقایشه جالب و کاملی نبوده باشه ولی زیاد هم بی‌ربط نبود و البته در مجال اندک کامنت‌دونی بیشتر از اون هم نمی‌شد چیزی بگم. و این که علی گفته بود ”اگه پولی رو که بهش دادی، بگیرند بدنش به یکی دیگه یا طرف یا دومی معتاد باشه چی؟“ باید یه توضیح کوچولو بدم، همونطور که قبلاً هم گفتم در این مورد از نظر من به معتاد هم اگه ازت پول خواست بده، شاید ”یک دزدی“ یک روز دیرتر اتفاق افتاد، شاید ”یک بچه“ یک روز دیرتر کرایه داده شد، شاید ”یک دختر“ یک روز دیرتر فروخته شد، شاید ”یک آدم“ یک روز دیرتر کشته شد و شاید از این ستون تا اون ستون فرجی باشه. این از این. حالا بریم سر انتخابات...

 

شاید همهء ما در فارسی با عبارت ”رأی‌گیری“ بیشتر با دموکراسی آشنا شده باشیم. شاید شما هم مثل من این کلمه رو در دانشگاه بیشتر شنیده باشید. شاید برای انتخاب نمایندهء کلاس یا انتخاب روز امتحان، یا به تعویق انداختن یک امتحان یا...
شاید تصور می‌کنیم دموکراسی یعنی رأی‌گیری و انتخابات و هر کشوری که خیلی توش انتخابات برگزار می‌شد یعنی اِندِ دموکراسی، البته دموکراسی که عیبه، همون مردم‌سالاری.

 

حالا فعلاً با دیگر ساختارهای دموکراسی، مثل حزب و رسانهء آزاد و حق تجمع و حق اعتصاب و اعتراض مسالمت‌آمیز و چی و چی کاری ندارم، می‌خوام در مورد همون رأی‌گیری حرف بزنیم. گذشته از این که ”رأی بگیریم!“ یعنی همون ”خلایق هر چه لایق“ باید به عرض برسونم که رأی‌گیری حداقل بر سه نوع اصلی است.

 

رفراندوم یا Referendum : که از فعل Refer میاد به معنی مراجعه، یعنی این که به آرای مردم مراجعه شود، ولی از نظر سیاسی این اصطلاح زمانی به کار برده می‌شود که حکومتی در موردی خاص نتواند خودش تصمیم بگیرد (مثلاً در قانون اساسی آن کشور چنین مسئله‌ای پیش‌بینی نشده باشد) و لازم بداند که مردم این کار را انجام دهند یا حداقل بخواهد نظر مردم را در آن خصوص بداند. مثلاً در سال 2003 حکومت سوئد برای اینکه بداند واحد پول خود را تبدیل به یورو کند یا همان کرون نگه دارد، آمد و رفراندوم برگزار کرد. در واقع رفراندوم یک نظر مشورتی مردم است به حکومت. در مواردی هم برای تغییر روش سیاستی یا اصلاح قانون اساسی به کار می‌رود.

 

دوم یک چیزی داریم در اصطلاح حقوق سیاسی که من تا به حال برای آن معادل فارسی نشنیده‌ام و اغلب به جای آن در ایران از همان رفراندوم استفاده کرده‌اند که البته طبق تعریف، غلط است و آن اصطلاحی است به نام Plebiscite (پلِباسایت) :

این آن همه‌پرسی‌ای است که گاهی در دنیا برای تغییر نوع حکومت یا تغییر بنیادین و کلی قانون اساسی به کار می‌رود. مثلاً در سال 1804 وقتی فرانسه می‌خواست به ناپلئون لقب امپراطور بدهد از این نوع همه‌پرسی استفاده کرد، یعنی مستقیماً از مردم فرانسه سئوال کرد که آیا می‌خواهید حکومت شما تبدیل به یک امپراطوری شود یا نه؟ همین جا اشاره کنم که این ”یا نه“ خیلی مفهوم داره، ”یا نه“ یعنی اگر نه، یعنی می‌خواهید همان بماند که تا حالا بود (به این مسئله خیلی توجه کنید).

 

و بالاخره انتخابات یا Election : مختصر و مفیدش یعنی اینکه شما یک دونه حق ناقابل داری که بری از بین چند تا آدم که برای یک کاری نامزد شدند، به یکی رأی بدی و اعلام کنی که ”آقا! یا خانم! از نظر من، تو مناسب‌تر بودی برای این مقام یا کار یا حالا هر چی“

 

در تمامی موارد گفته شده یه نهادی مجری انجام رأی‌گیری است، یعنی باید آراء مردم را جمع‌آوری کند و بشمرد و اعلام کند. یک نهادی هم مثلاً باید نظارت بکند. شاید لازم بشود (چرا باید لازم بشود؟) که در مورد انتخابات نمایندگانی از طرف نامزدها و گاهی حتی از خارج از کشور هم بر این روند نظارت بکنند.
حالا چند تا نکته، در مورد اول یعنی رفراندوم حکومت خودش به این نتیجه رسیده که بیاد با مردمش مشورت کند،‌بنابراین تقلب کردن در این جا مضحک به نظر می‌رسد (اگرچه هیچ چیز در سیاستی که بابا، مامان نداره بعید نمی‌باشد). مورد دوم به نظر شما چه مواقعی ممکن است اتفاق بیفتد؟ انقلاب؟ تغییر حکومت توسط خود حاکم به روشی دموکراتیک (فرض کنید یکی مثل گورباچف می‌اومد حکومت شوروی سابق رو با این روش عوض می‌کرد)؟ دیگه چی؟ و در ضمن در این گونه موارد آیا به رأی‌دهندهء تا حدودی محترم باید حق انتخاب بین ”این جدیده“ و ”همینی که هست، یا در واقع بود“ داد یا می‌توان به او حق انتخاب بین چند گزینه رو داد؟ بگذریم. ولی در مورد سوم یعنی الکشن یا همون انتخابات خودمون اینا، یه مسئله‌ای هست که باید برای خودم روشن‌ترش کنم.
وقتی ما می‌خواستیم برای کلاس‌مون نماینده انتخاب کنیم، چند نفر کاندید (حالا کاندیدا، ای بابا!) می‌شدند. کسی هم مجبورشون نکرده بود، لابد هر کدوم برای خودشون دلیلی داشتند. هر کدوم‌شون هم برای این که اون یه دونه رأی ناقابل ما رو ”به دست بیارند“ هزار وعدهء خوبان رو به ما می‌دادند. آخرش هم ما رأی‌مون رو می‌دادیم به یکی از اونا، همونی که مثلاً دلمون می‌خواست بشه نماینده‌مون تا شاید بهتر بتونه چانه‌زنی کنه و مثلاً به وقتش زمان امتحانی رو عقب بندازه.
حالا فرض کنیم، فرض کنیم آموزش دانشگاه مسئول جمع‌ کردن و شمارش آرای ما بود و چون اون کاندیدای موصوف رو می‌شناخت و نمی‌خواست اون بشه نماینده در آراء دست می‌برد. درسته که ما باید اعتراض می‌کردیم به این تخلف، ولی به نظر شما اعتراض اصلی و پی‌گیر جدی رو نباید اون نامزدی بکنه که از اولش خودش پا شد اومد شد نامزد؟ بی هیچ اجباری؟ اونی که حالا دیگه رأی ما مال اونه و اون صاحب اوناست. رأی که اسم و رسم نداره، وقتی تو یه صندوق شد برای صاحبش حکم تعدادی کاغذ اسکناس رو داره و اونه که باید براش جوش بزنه، اگه نتونست، درسته که مایی که یه دونه از اون اسکناس‌های حقوقی رو بهش دادیم ولی دیگه نمی‌تونیم کاسهء داغ‌تر از آش بشیم و تا جایی پیش بریم که خودمون رو از دانشگاه (یا از این دنیا) بندازند بیرون.

 

ما مردمی قهرمان‌دوست و قهرمان‌خواه و قهرمان‌پرست هستیم و یک کاندیدا، یک قهرمان نیست.

 

درضمن باز هم یادآور می‌شوم که سیاست خیلی کثیف است، خودتون رو بهش نمالید.

 

این رو هم بخونید تا شاید بیشتر خودمون رو از سیاست دور کنیم.

 

پ.ن: به یه نفر می‌گن اگه حالت تهوع بهت دست بده چه کار می‌کنی؟ گفت منم بهش دست می‌دم!

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت 7:16 توسط آرش | موضوع: مباحث تئوریک |

ارسال به:  :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed