تبليغاتX
‌یکی از همین آرش ها - پاداش

                                                                                      پی‌نوشت توضیحی اضافه شد.

 

 

در مورد پیک پیشین، مجبورم توضیحاتی اضافه کنم. شاید کمی مطلب قبلی مبهم ماند چون نمی‌خواستم از این کشورها و اماکن نام ببرم که البته دوستان عزیزم همانطور که انتظار می‌رفت، خودشان مطلب را گرفتند.
اما در مورد بعضی از کامنت‌ها...

همان طور که من هم در بند دوم اشاره کردم، ما وظیفه داریم هر کاری از دست‌مون بر میاد انجام بدیم و این که در کارمای دیگران چقدر و چطور تأثیر خواهد داشت یا نه، مسئلهء دیگری است و حسابش در جای دیگری رسیده خواهد شد. این هم مثل همان کمک به فقیران و ایتام و این‌هاست، هر کسی زندگی خودش را دارد و بر اساس مواردی همان را انتخاب کرده یا برایش انتخاب شده است. اما زندگی همان‌ها، می‌شود محیط و شرایط برای زندگی ما. و حالا این مائیم که در برابر این شرایط (شاید نتوان بر این شرایط نام امتحان گذاشت، شاید هم بشود، نمی‌دانم) ”کارِ درست“ را انجام می‌دهیم یا نه. بدیهی است که این ”کار درست“ بسته به موقعیت هر کس متفاوت خواهد بود. از نظر رشد روحی تا جایی که من فهمیده‌ام ابراز احساس کردن کمکی نمی‌کند، بلکه احتمال این هم می‌رود که با تخلیهء انرژی (هیجانی) شارژ شدهء ما باعث خنثی شدن انجام دادن آن ”کار درست“ هم بشود.

شاید بپرسید آن ”کار درست“ چیست، ولی من نمی‌توانم برای کسی نسخه بپیچم. هر کس اگر به درون خود رجوع کند با توجه به دانسته‌های خودش آن را پیدا خواهد کرد. کمی جستجو و کسب اطلاعات ما را به آن رهنمون خواهد کرد. فقط باید مسائلی را در نظر داشت، زندگی دیگری با ارزش‌تر از زندگی ما نیست. کمک کردن یک مسئلهء جنبی در زندگی هر انسانی است و می‌توان از این طریق هم امتیازی برای رشد روحی گرفت، ‌همین.

اینها و اونها هم به احتمال قریب به یقین در زندگی‌های مکرر قبلی مدام یکدیگر را کشته‌اند و دفعهء اول‌شان نیست. چه به صورت سربازان اسرا*ئیلی و عرب، چه به صورت سربازان آلمانی و یَ هو دیان لهستان و مجارستان و چه هر جور دیگرش. ما هم نمی‌توانیم زندگی و کارمای هیچکس را تغییر دهیم، ولی سعی و تلاشی که می‌کنیم در این جهت، به خود ما آموزش‌هایی خواهد داد. شما فکر کن مثل این Bonusها در بازی‌های کامپیوتری.

 

 

پ.ن: این در واقع توضیحی است بر کامنت دوست عزیزم امید و محبوب عزیز. اینجا می‌گذارم چون فکر می‌کنم احتمالاً این پاسخ شبههء مسئلهء کارما را برای دیگران نیز حل کند:

 

امید گفت: ”چی رو تغییر بدیم ؟ ذات و نفس رو یا داده های عمومی و داشته های اکتسابی

رو ؟ باید فکر کنیم این کارما از پیش برنامه ریزی مشخص داره ؟ بی هیچ انعطاف ذاتی در درون خودش ؟

نقش شعور امروزی و دانش بشری چی میشه این میون ؟“

 

خب امیدجان تنها کلمهء تغییری که من تو یادداشتم دیدم اینجا بود که گفتم ”ما نمی‌توانیم زندگی و کارمای هیچکس را تغییر دهیم“ و با توجه به بقیهء جمله‌ت فکر کنم منظورت همین بوده. باید بگم بله کارماها کاملاً برنامه‌ریزی مشخص از پیش داره و همون حق‌الناس است و کسی نمی‌تونه از زیرش شونه خالی کنه. یعنی اون روزی که اون سرباز اس را ئیلی داشت تو مثلاً کفر قاسم زن و بچه‌ای را با مسلسلش می‌کشت، حالا ”باید“ برگرده و درست در همون وضعیت و موقعیت یک بچهء فلس تینی بشه و توسط همون بچه‌ای که کشته بودش و حالا در کالبد یک سرباز اسر* ائیلی برگشته به زمین کشته بشه. این میشه پس دادن کارمای قتلی که انجام داده. این تا اینجاش که قانونه و خیلی هم عادلانه است. حالا می‌پرسی ”بی هیچ انعطاف ذاتی در درون خودش؟“ میگم نه، اون بچهء فلس تینی که حالا به شکل سرباز اسرائیلی اومده تا او هم وضعیت جامعه اسر ا *ئیل رو درک کنه و در عین حال کارماش رو هم جاری کنه (شما بخون حق زندگی قبلیش رو از اونی که اون موقع ازش گرفته بود پس بگیره)، می‌تواند٬ توجه کنید می‌تواند از حق خودش بگذرد. این تنها اعطاف‌پذیری‌ای است که می‌تواند داشته باشد، چون این فقط و فقط حق اوست.
حالا ”نقش شعور امروزی و دانش بشری چی میشه این میون؟“ بقیهء دنیا با حالی کردن این موضوع به او (آنها) می‌توانند او (آنها) را به گذشتن از حقش و ”بخشیدن“ و شکستنِ ”حلقهء کارماها“ (سامسارا) تشویق کنند و الا حتی اگر فرض کنیم که بتوانند به صورت فیزیکی جلوی اجرای حکم کارما را بگیرند (که تا جایی که من می‌دانم نمی‌توانند) به هر حال این کارما یا در زمان دیگری در همین زندگی یا در یک زندگی دیگر تخلیه و تسویه خواهد شد و اگر در این بین به قیامت برسیم باید عذاب و عِقابش را در دنیایی دیگر دریافت کند.

  

در انتها این را هم در جواب کامنت محبوب عزیز که گفت: ” شاید این یه کارمای جدیده که داره بوجود میاد؟“ بگویم که بله، ممکنه. در کل از حرف‌هایی که من در این دو پیک زدم و با اعتقاد به تولدهای مکرر به جز این که احساس ما شاید کمی بهتر بشه چیز دیگری استفاده نمی‌شه و باز هم همانطور که گفتم هر کس باید با مراجعه به خودش ببیند ”کار درست“ کدام است و آن را انجام دهد. فقط من تأکید بیشتری دارم بر انجام یک ”کار“ یک عمل٬ نه پرچم آتش زدن و کفش پرت کردن و پوستر لگد زدن و مشت به آسمان کوفتن و مرگ بر، مرگ بر کردن. آیا می‌توانید به آنجا بروید و جلوی این فجایع را بگیرید؟ پس بروید. آیا این مسئله در اولویت شماست؟ خیلی خب.

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت 22:13 توسط آرش | موضوع: تولدهای مکرر |

ارسال به:  :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed