ادامه از پست قبلی:
امّا طبق آن ضربالمثل معروف كه میگوید: ”برنادت رو ولش كن، گضَنفر رو بچسب!“ حالا دارم به آن دوستم میگویم، شما هم بشنوید:
با خودم فكر میكردم چطور اوایل انقلاب، دقیقتر بگویم دقیقاً ازهمان اولین كریسمس بعد از انقلاب یعنی دی ماه 58 تا پنج یا شش سال بعد از آن یعنی فكر میكنم تا سال 63، حالا یك سال كم و زیاد، هرسال شب ژانویه (11دی) تلویزیون، این فیلم را نشان میداد، تا حدّی كه مردم دیگر با همهء قشنگی این فیلم و در آن وانفسای رسانهای دیگر داشتند كمكم غُرغُر میكردند، و بعد ناگهان: كات!
چرا؟
بعد از 20 سال یك گروه بدبختی كه یك برنامهء مثلاً نویی راه انداخته بودند (همون مرحومین گروه شهرام جعفرینژاد اینا)، اومدن یهكاره این فیلم رو نشون دادند و بعدش رو هم كه به این سیمای ما-۴ مراجعه كنید.
و باز هم چرا؟
موقع دانشجوییام یكی از دوستان شمالیام میگفت كه چند سال پیش از اون در یكی از روستاهای اطراف ساری یك سیلی اومده بود، ”از جا كَن“. از قضای روزگار یك امامزادهای هم كه در مسیر این سیل بوده خراب میشود كه هیچ، این سیل پدربیامرز زمین اونجا رو هم قشنگ میشوره و میبَره، خلاصه باعث میشه یه استخونهایی از زیر خاك هویدا بشه. مهم نیست كه گفتند این استخوانهای مردههای دیگری است كه در حیاط امامزاده دفن كرده بودند و... از این حرفها، مهم اصل مطلبه كه تصور كنید چقدر در طول این زمانهای گذشتهء معاصر (!) بر اثر سیل و زلزله و دزدی اشیاء عتیقه و قبردزدی و دلیلهای دیگه گورهای بعضی از این امامزادهها یا امامزادهنماها نبش شدهاند (نبش قبر عمدی كه حرامه، در جواب ملینا خانم) و به جاي جسد صحيح و سالم استخون رؤيت شده است.
و حالا با نشون دادن فیلم ”آهنگ برنادت“ اگه مردم برند سراغ اینترنت (كه در سالهای 58 تا 63 كسی در داستانهای علمی-تخیلی هم در موردش نمیخوند)، كما اینكه رفتند، و بعد بفهمند كه جسد این سركارعلیه، از بِلاد كفر، سالم و دستنخورده مونده ولی امامزادهء نبش شدهء طبیعی ما مسلمونا اونطور پكیده.

