تبليغاتX
‌یکی از همین آرش ها - سئوالی که تنها یک زن می‌تواند به آن پاسخ دهد

 

دعـوت به زن‌سـتيزی
یادداشتی بر فیلم ”دعـوت“ از حاتمی کیا

 

 

آخ بدم میاد از فیلمسازهایی كه هر جور آشغال و خرافه ای رو تو كله مردم فرو می كنن، اما اینجوری وانمود می كنن كه دارن از قضاوت پرهیز میكنن. برای بازگو كردن عمق احساسی كه از دیدن فیلم دعـوت آخرین ساخته ابراهـیم حـاتمی‌كـیا به من دست داد.
ناچار شدم پاراگراف قبل را محاوره ای بنویسم. این یك یادداشت است و انتظار نداشته باشید وارد رابطه فرم و محتوا یا جوانب تكنیكی و توانایی های هنری فیلم بشوم. نقدهای مختلفی كه تا به حال در مورد ”دعـوت“ منتشر شده، این فیلم را جزء ضعیف ترین آثار حـاتمی‌كـیا دانسته‌اند. البته بخش مهمی از این نقدها، منطق و چفت و بست فیلمنامه را نشانه گرفته‌اند. اما من فقط به محتوای خرافی و زن‌ستـیزانه و ضد علمی دعـوت“ كار دارم. فیلمنامه ”دعـوت“ محصول مشترك حـاتمی‌كـیا و یك زن نویسنده به نام چیـستا یـثربی است كه بارها انعكاس افكار عقب‌مانده و ارزش‌های سنتی را در آثار قبلی‌اش دیده‌ایم. موضوع مركزی ”دعـوت“، سقط جنـین است. نویسندگان فیلمنامه لیستی از استدلال‌ها و شرایط گوناگونی كه اقدام به سقط جنـین را برای زنان موجه می‌سازد و بر احساس گناه و ترس از عقوبت در آنان غلبه می‌كند را مقابل خود گذاشته‌اند و كوشیده اند بدلش را بزنند. هدف از ساختن این فیلم، خنثی كردن این ”افكار شیطانی“ و به راه راست آوردن زنانی است كه در آستانه گمراهی قرار گرفته‌اند.
 
نمی‌دانم فیلم ”اگر این دیوارها می توانستند حرف بزنند“ را دیده‌اید یا نه. یك فیلم داستانی سه اپیزودی است كه فـمینـیست‌های آمریكایی در مورد سقط جنـین ساخته‌اند. در آن فیلم كه محصول دهه 1990 است، مساله سقط جنـین در سه مقطع زمانی مختلف در جامعه آمریكا در قالب سه سناریوی موثر و تكان دهنده تشریح شده است. در آنجا، شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه و موقعیت زنان و خانواده را در آمریكای دهه 1950، در آغاز دهه 1970 و بالاخره در اواخر دهه 1980 می‌بینیم. و این كه سقط جنـین به مثابه یك حق، و جزیی از حق كنترل زنان بر بدن خود، تا چه حد در این سه دوره دستخوش تغییر شده است. دو اپیزود این فیلم را ”نانسی ساووكا“ Nancy Savoca در همكاری با دو زن فـمینـیست دیگر به نام های سوزان نه ی نوس“ Susan Nanus و ”مرلن كینگ“ Merlen King نوشته و كارگردانی كرده است. اپیزود سوم به كارگردانی ”شر“ Cher  بازیگر و خواننده مشهور ارمنی الاصل است. شك ندارم كه حـاتمی‌كـیا این فیلم را دیده و الگو قرار داده تا ضدش را بسازد. اتفاقی نیست كه ”دعـوت“ هم اپیزودی از آب در آمده است. حرف ”دعـوت“ اینست كه اگر حامله شدی، خواست خدا بوده و در آن هیچ دخالتی نباید بكنی. با این حساب، بارداری ناخواسته كشك است! چشمت كور! باید بخواهی چون خدا خواسته است. زن باید در مقابل این اراده الهی، شكرگذار باشد. اگر چنین نكند، باید انگ ارتكاب قتل نفس را بر خود بپذیرد و در این دنیا با قانون و در آن دنیا با آتش دوزخ مجازات شود. (قابل توجه كسانی كه خود را چپ می دانند اما سقط جنـین را معادل با قتل نفس معرفی می كنند و با بحث های شبه مذهبی خود احساس گناه و بار روحی سنگینی را به زنان تحمیل می كنند).

اپیزود اول ”دعـوت“، سقط جنـین به خاطر حفظ موقعیت شغلی را آماج قرار داده است. یك زن بازیگر جوان ناخواسته باردار می شود. شوهرش بچه می خواسته و این مساله همیشه موضوع مشاجره میان این دو بوده. از حرف‌های زن بازیگر چنین بر می‌آید كه مرد به او كلك زده تا حامله شود. حالا بر سر سقط جنـین، مشاجره آنان بالا می گیرد. مرد می گوید: وقتی كه بله را گفتی، به معنی بله به بچه دار شدن هم بوده است! زن می پرسد كه مرا به خاطر خودم دوست داری یا به خاطر بچه؟ حـاتمی‌كـیا صحنه را طوری می چیند كه خواست زن به سقط جنـین، كاری سبكسرانه جلوه كند و مرد، مظلوم و حق به جانب جلوه كند. اما برای اثبات اینكه قضاوتی در كار نیست، سكانس پایانی این اپیزود را آگاهانه می‌چیند. یعنی نمی فهمیم كه بازیگر بالاخره نظرش را در مورد سقط جنـین تغییر می‌دهد یا نه. او كه در جریان فیلمبرداری به هنگام اسكی سقوط كرده و زیر برف مدفون شده را نجات می‌دهند و با هلیكوپتر به سمت تهران می برند. اپیزود اول، همینجا تمام می‌شود.
اپیزود دوم، سقط جنـین به خاطر فقر و فلاكت را آماج قرار داده است. یك زن روستایی لر كه با شوهرش برای كار به تهران آمده اند، ناخواسته باردار می‌شود. او علیرغم میل شوهرش تصمیم به سقط جنـین می گیرد. شوهر حرفی در مقابل استدلال قوی زن ندارد. زن می‌پرسد: می خواهی این بچه به دنیا بیاید و در غربت گرفتار بدبختی و فقر شود؟ مرد با عصبانیت می گوید: تو می خواهی بچه مرا بكشی. جواب زن روستایی خیلی علمی تر از تفكرات و تصورات امثال حـاتمی‌كـیا است! او می گوید: كدام بچه؟ این فقط یك لخته خون است! زن برای سقط جنـین به مطب یك پزشك زن كه در فیلم نماد فـمینـیست هاست می‌رود. در اتاق انتظار، زن مسنی رای او را می زند و می‌گوید كه اگر بچه را نگهداری و پس از تولد به من تحویل بدهی، مخارجت را در تمام مدت بارداری خواهم داد و در خانه خودم از تو نگهداری خواهم كرد. آخر اپیزود مشخص می شود كه این زن مسن، قبلا یك پزشك متخصص زنان بوده كه خیلی ها را سقط جنـین كرده؛ اما حالا پشیمان شده و با ”نجات این فرشتگان كوچولو“ دارد كفاره گناهانش را می دهد!! عاقبت، زن جوان را می بینیم كه دیگر به جنـین خود علاقمند شده و قصد سقط ندارد؛ و می رود كه با شوهرش به خوبی و خوشی انتظار تولد بچه را بكشند.
اپیزود سوم، ظاهرا سقط جنـین به خاطر سن بالا را آماج قرار داده است. یك زن مسن مذهبی كه دارای نوه هم هست، به خواست خدا در سفر كربلا حامله می شود. دخترانش می خواهند به زور او را وادار به سقط جنـین كنند. شوهرش با این كار مخالف است و حامله كردن زنش را نشانه زنده بودن خود و هدیه الهی می داند؛ می‌خواهد جلوی همه داد بزند كه: دیدید؟ من هستم!! زن را دخترانش به زور به مطب پزشك فـمینـیست می‌برند؛ وقتی كه صحبت از ناخواسته بودن این بارداری پیش می آید، پزشك فـمینـیست از تجاوز جنسی شوهران به همسرانشان می‌گوید. این حرف به زن مسن گران می‌آید و از مطب بیرون می‌آید. در صحنه آخر او و همسرش را می‌بینیم كه از یك مسیر جنگلی خود را به امامزاده می‌رسانند. فكر می‌كنم كه آماج اصلی این بخش، تخطئه نظرات فـمینـیستی پزشك زن باشد تا چیزهای دیگر.
اپیزود چهارم، سقط جنـین به خاطر خیانت شوهر را آماج قرار داده است. یك زن پزشك متخصص زنان كه خود قادر به تولید تخمك نیست تصمیم می‌گیرد كه از تخمك زن دیگری استفاده كند تا بچه‌دار شود . اما درست زمانی كه از باردار شدن خود با خبر می‌شود، به شكل اتفاقی می فهمد كه شوهرش از سر كنجكاوی، هویت آن زن اهدا كننده تخمك را شناخته، با او وارد رابطه عاطفی شده، صیغه‌اش كرده است! زن پزشك یك باره خود را در موقعیت یك ”حامل“ یا یك ”مادر جایگزین“ یا surrogate mother می بیند. او حاضر به قبول این نقش و تحمل خیانت شوهر نیست. پس تصمیم به سقط جنـین می‌گیرد. در اینجا همان پزشك فـمینـیست كه از اشتیاق دیرینه همكارش به بچه دار شدن مطلع است، با یك دروغ و صحنه سازی مصلحتی، او را از این عمل منصرف می كند و زمینه ساز آشتی این زن و شوهر می شود!! در این بخش، حـاتمی‌كـیا با یك تیر دو نشان می زند: هم نطفه (یا به قول همان زن روستایی، لخته خون) را نجات می دهد و امكان فراموش كردن خیانت شوهر را فراهم می‌كند تا كیان خانواده حفظ شود.
و بالاخره آخرین اپیزود. در این اپیزود، زنی نازا را می بینیم كه صیغه یكی از مرد مذهـبی متاهل است. از همان آغاز متوجه می شویم كه این مرد صاحب مقام و نفوذ است. زن صیغه ای كه در محل كار، مترجم این مرد محسوب می‌شود در یك غافلگیری از باردار شدن خود مطلع می شود. او مساله را فوراً با مرد در میان می گذارد. او كه آبروی خود را در خطر می بیند از زن می خواهد كه سقط جنـین كند. اما زن حاضر به این كار نیست حتی اگر به معنی جدایی همیشگی از این مرد باشد. علیرغم تلاش ها و فشارها و تعقیب و گریزی كه میان این دو رخ می دهد و كار زن را به بیمارستان می كشاند، نطفه سالم می ماند و مرد آچمز می شود. ظاهرا خط این اپیزود با بقیه اپیزودها تفاوت دارد. به این معنی كه در اینجا، بارداری از جانب زن ناخواسته نیست و مرد است كه اصرار بر سقط جنـین دارد. بنابراین، ستم مرد بر زن در این داستان شكل و چارچوب سركوب خواست مادر شدن را به خود گرفته است. طبیعی است كه تماشاگر در اینجا با زن داستان احساس همدلی كند؛ به ویژه اینكه مرد با شكل و شمایل یك فرد متنفذ مذهبی ظاهر شده است. اما حـاتمی‌كـیا در همین اپیزود نیز زهر خود را ریخته است. در اینجا، صحنه ای از استخاره همزمان زن و مرد را می بینیم. موضوع استخاره یكی است. این می تواند استخاره در مورد نگه داشتن جنـین باشد یا استخاره در مورد سقط جنـین. ما از چهره زن می فهمیم كه حكم الهی در باور خرافی او، به نفع حفظ جنـین است. و مرد را می بینیم كه چون پیشاپیش حكم خدا را می داند جرات نگاه انداختن به صفحه قرآن را به خود نمی دهد تا با این حكم روبرو نشود. یعنی در این اپیزود نیز پایه و اساس، دفاع از خواست و حق زن، و ضدیت با ستمگری مرد نیست؛ بلكه تبلیغ و تحكیم احكام و ارزش های مذهبی و شرعی است
 
این را هم باید بگویم كه حـاتمی‌كـیا برای موجه جلوه دادن نظرات و ارزش های خرافی و مردسالارانه اش در مورد سقط جنـین، آگاهانه از اشاره به دو علت بسیار رایج سقط جنـین در جامعه ایران پرهیز كرده است. یكم، مساله بارداری ناخواسته در روابط جنسی خارج از ازدواج (به ویژه در میان جوانان). دوم، مساله بارداری در نتیجه تجاوزهای جنسی. به علاوه، حـاتمی‌كـیا در  فیلمش از حربه ای استفاده كرده كه معمولا جریانات مذهـبی بنیادگرا در غرب (مشخصاً در آمریكا) علیه حق سقط جنـین به كار می گیرند: ارائه تصویرهای سونوگرافیك از حركت و جنبش جنـین. ارائه این تصویرها و همینطور عكس های معمولی از جنـین در ماه های آخر بارداری، برای القاء اینكه سقط جنـین مساوی قتل نفس است مورد استفاده قرار می گیرد. این كار، همراه است با تبلیغ ایده های غیر علمی در مورد دمیده شدن روح در نطفه و انسان قلمداد كردن آن.
دعـوت“ در همین یك ماهی كه از آغاز اكرانش می گذرد، فروش بالایی داشته است. بخش عمده این تماشاگران را زنان تشكیل می دهند. از تاثیر خرافی و اسارت بار این فیلم بر مخاطبانش غافل نباید بود. حضور بازیگران مطرح زن و بعضی دیالوگ های ”زنانه“ به كار گرفته شده در این فیلم، بر جذابیت آن برای زنان می افزاید چرا كه ”دعـوت“ را به اصطلاح جانبدار خود می پندارند. اما مهمتر از این شگردها، وجود و شیوع ایده ها و باورهای مذهـبی و تابـوها باعث می شود كه بخش بزرگی از مخاطبان این فیلم را با خود هم جهت ببینند؛ نتیجتا آن را راحت تر بپذیرند و با ”مشكل“ خلاف جریان رفتن روبرو نشوند. انگشت گذاشتن به روی این واقعیات، به معنی بالا بردن دستها به نشانه تسلیم در برابر آثاری از قماش ”دعـوتنیست. درست برعكس؛ این تاكیدی است بر ضرورت نقد عمیقتر و پیگیرانه تر این قبیل آثار و سازماندهی ضد حمله در مقابل نكات گوناگونی كه در ذهن جامعه دامن می زنند.

. 4 آبان 1387

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 7:46 توسط آرش | موضوع: فیلم |

ارسال به:  :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed