تبليغاتX
‌یکی از همین آرش ها - زبان ناخودآگاه

 

 سر کلاس هیپنوتیزم نکته‌ای گفتند که فکر می‌کنم به درد همه می‌خورد.

بخشی از ضمیر ناخودآگاه (به تعبیری) یعنی Subconscious که احساسات ما هم از آنجا می‌آید دو چیز را نمی‌فهمد، یکی افعال منفی را متوجه نمی‌شود یعنی شما چه مدام به خودتان بگویید ”من چاق نمی‌شوم.“ و اینکه بگویید ”من چاق می‌شوم.“ ناخودآگاه فقط روی مفهوم چاقی تمرکز می‌کند و نهایتاً هر چه بر آن تمرکز کند به دنبال همان هم خواهد رفت.

همین جناب ناخودآگاه یک چیز دیگر را هم نمی‌فهمد و آن هم این است که متوجه تفاوت ضمایر نمی‌شود یعنی در یک جمله نمی‌تواند بین ”من“ و ”تو“ تمایز قائل شود. به طور مثال برای ساب‌کانشس (ناخودآگاه) جملهء ”تو خیلی آدم ابلهی هستی.“ و جملهء ”من خیلی آدم ابلهی هستم.“ یک تأثیر دارد.
چه بسا گفتن این جمله خود برخاسته از همین احساس، در ناخودآگاه شخص باشد و با گفتن آن، به خودش یادآوری می‌کند و به دیگری پروجکشن (برون‌فکنی).

پس:

 

حتی‌المقدور از کلمات مثبت استفاده کنیم و به دیگران حرف‌های خوب بزنیم، چون در واقع ما داریم با خودمان حرف می‌زنیم.
به جای ”من چاق نمی‌شوم.“ بگوییم ”من لاغر می‌شوم.“ (در جهت هدف) و به جای ”تو آدم ابلهی هستی.“ بگوییم ”به من کمک کن تا درکت کنم.“ یا ”می‌فهمم‌ت.“

 

+ نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387ساعت 12:18 توسط آرش | موضوع: مباحث تئوریک |

ارسال به:  :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed