در کتاب ”مِرآت الاَکْوان“ جملهای است که خبر از وسایل لازمهء انسان برای ورود و ادامهء ماندن وی در زمین میدهد. میگوید:
این دو قدرت، بدویترین تمایلات انسانی را از عصر حجر تاکنون رهبری میکنند. شهوت یعنی تمنیاتِ نفس، یعنی خواستنهای برخواسته از غرایز که اغلب خودخواهانهاند. شهواتی مانند شهوت جنسی، شهوت خوردن، شهوت داشتن، و... که معمولاً قرار است باعث لذت و رفاه مادی انسان شوند.
از آن سو غضب آن نیرویی است که بشر را به پیش میبرد، اما در جهت و مسیری که معمولاً شهوت (خواستنهای شخصی) آن را تعیین میکند. و این کاملاً طبیعی و ضروری است برای یک روح انسانی که به زمین آمده و باید بماند و ابقاء شود و رشد کند.
شهوت را شخص اغلب احساس میکند، به صورت نیازی درونی، ولی غضب به طور عادی بروزی بیرونی و فیزیکی دارد و دیده میشود.
غضب بسته به موقعیت میتواند به سه شکل خود را نشان دهد:
پرخاشگری این حالت اغلب وقتی خود را نشان میدهد که شخص به هر شکلی خود را در موضع غالب ببیند. در این موضع حق را به جانب خود میداند و خودخواهی کاملاً بر او سلطه دارد.
در این وضعیت هر گونه خشونت از کلامی تا فیزیکی امکان بروز دارد. حس رقابت نیز از این دسته است.
دفاعی این حالت خود را در وضعیتی بیشتر نشان میدهد که شخص در موضع
برابر با طرف خود قرار دارد، ولی حق را به جانب خود میبیند.
در این حالت معمولاً صورت صاف و بیحالتی خاص بوده. پرهیز از تماس
چشمی، تنفس سریع، حرکت سریع چشمها به این سو و آن سو.
قهر این حالت مربوط به زمانی است که شخص در موضع مغلوب قرار دارد. به وی چنین نشان داده شده که حق به جانب طرف مقابل است، اما یا آن اطمینان ندارد و یا دوست ندارد که چنین باشد. در هر صورت مجبور است نیروی غضب را کنترل کند.
در این حالت شخص عقبنشینی میکند. همراه با عقب کشیدن بدن
و چشمها و اخم کردن و سکوت یا پایین انداختن سر تا ترک محل.

