این وبلاگ تا اطلاع ثانوی در کما میباشد.

پ.ن۱: اما روح آرش در وبلاگ های شما خواهد گشت! روحش شاد!
پ.ن۲: نه، پونهجان، انسیجان و کورال عزیز! این از این لوسبازیهای مرسوم نیست و من هم دنبال یافتن مخاطبان مخفی نیستم (اگرچه از آشناییشون خوشوقت میشدم). در ادامه و در جواب امید عزیز که از دلیلش پرسیده نمیدونم دقیقاً باید روی چی انگشت بذارم. شاید خستگی باشه، ولی فکر میکنم مهمترین دلیلش انرژی زیادی باشه که این وبلاگ ازم میبره باشه، شاید هم اشکال از خودم باشه که خیلی در قبالش احساس مسئولیت میکنم (میکردم). عین یه سردبیر همیشه تو فکر یه آپ خوب و به دردخور بودم و مثل خانومای خونهدار (و غیر خونهدار!) هر شب تو فکر این که فردا ناهار چی بپزم! بعدش هم اینکه وقتی که این کارها میبرد و در کنارش احساس وظیفه و البته در بسیاری موارد اشتیاق به دیدار از وبلاگ دوستان، وقتی برای خودم و مطالعات خودم باقی نمیگذاشت. شاید نیاز به یک فرصت مطالعاتی هم باعث این به کما رفتن شده باشه. شاید یه روزی این بیمار کمایی دوباره چشماش رو باز کرد و لبخند زد، تا اون روز این وبلاگستان یه شبح سرگردان هم خواهد داشت!

