بله، روی زمین یك سوراخ بود و نه یك گودال، سوراخی كه در واقع در سقف یك سردابه باز شده بود. یعنی نه داخل و نه زیر قبری كه داخل آرامگاه وجود داشت، و دارد، جسدی نبود. دوربین پایین میرود و ما اتاقی را میبینیم كه درست به خاطرم نمانده كه 6 ضلعی بود یا 8 ضلعی، و ظاهراً پشت هر دیوار آن یك جسد (مقبره) بود چراكه یكی از دیوارها ریخته بود یا توسط دزدان تخریب شده بود. از زیرخاك بخشی از یك جمجمه پیدا بود. روی فیلم گفته میشد كه بخشی از دست ”آن حضرت“ هم پیدا بوده كه همان اول با مقداری از همان خاك پوشانده شده است. بسیار خوب این داستان همین جا تمام میشود. خوب من چرا اینها را تعریف كردم؟! خودم هم یادم رفت!
آهان اول میخواستم در مورد سالم بودن جسد برنادت تشكیك كنم ... ولی... حالا میبینم كه منصفانه نیست، كلیسا خودش به قدر كافی اسقف و كاردینال شكاك دارد (فیلم ”معجزهء سوم“ را دیديد؟) و اگر آنها با یك بار نبش قبر هم راضی نشدند و دوبار این كار را انجام دادند، و راضی شدند، دیگر جایی برای تشكیك من نمیماند. در ضمن از كجا معلوم كه جسد دیده شده در تویسركان خود ”حیقوق نبی“ باشد؟ شاید یكی دیگر از اجساد درون دیوارها بوده باشد، اصلاً من از یك نفر هم شنیدم كه میگفت این بقعه بسیار سال بعد ساخته شده، بعد از تخریب آرامگاه یا قبر اولیه (این بقعه در زمان سلجوقیان ساخته شده) ، و اصلاً روی محل اصلی قرار ندارد.
از اینها گذشته وقتی آدم در این گونه جاها حاضر میشود یك حس روحانی را احساس میكند كه ظاهراً آنهایی كه بر سر مزار، یا جسد تازهماندهء برنادت حضور داشتهاند، این حس را هم داشتهاند. برای اطلاع از احساس این آدمها از شما دعوت میكنم این لینك و این لینك را هم ببینید.
بعداً درمورد نام آن دختر17-18 ساله كه برنادت دیده بود هم صحبت خواهم كرد، فعلاً می خواهم كمی دربارهاش تحقیق كنم.

