كتابی میخواندم دربارهء وبلاگ به نام “WeBlog” ، از آن اینطور برمیآمد كه وبلاگهای آنها هم درامتداد فرمتِ جامعهشان درواقع همان تشكیل دادن نهادهای اجتماعی و تشكلها و انجمنها و گروهها برله یا علیه كس یا چیزی است. صاحبان وبلاگها مشخصاند و جنبهء حقوقی و رسمی آنها هم به تأیید رسیده است. اغلب آنها هم دامین شخصی دارند و از میزبانهای رایگان شاید كمتر استفاده میكنند. من كه خودم زیاد وبلاگهای خارجی را نگشتهام ولی نكته در همانجاست كه گفتم وبلاگهایشان هم مثل جامعهشان است، طبیعی است كه وبلاگستان ما هم در امتداد فرمت جامعهمان باشد:
جامعهء محافظهكار =» وبلاگهای با صاحبان ناشناس
سركوب ابراز احساسات (بخصوص از نوع محبتآمیز و عاشقانه) =» وبلاگهای عشقولانه
جامعهء سیاسی =» وبلاگهای سیاسی
جامعهء افسرده =» وبلاگهای جوك
جامعهء جانبهلب =» وبلاگهای پرخاشگر
جامعهء ... =» وبلاگهای ...
...
به نظر میرسد وبلاگهای صاحبدار یعنی شناسنامهدار مخصوصاً اگر عكسی هم از او وجود داشته باشد با اقبال بیشتری روبرو باشند. این چنین وبلاگهایی یا در زمینههای تخصصی بیخطر مینویسند یا نویسنده در خارج از كشور زندگی میكند، و یا نویسندهء نسبتاً شناختهشدهای است كه با بدهبستانهایی كه با اطلاعات (وزارتشون!) دارد خیالش راحت است و بیشتر نقش كرم سر قلاب را بازی میكنند.
به تازگی دو مطلب وبلاگی خواندهام كه در ادامهء این مطلب و به عنوان ادله بد نیست ببینید:
یک پزشک! http://bashool.blogfa.com/post-158.aspx

