”هنرمندان همیشه دروغ میگویند تا واقعیتها را بیان کنند، در حالی که سیاستمداران دروغ میگویند تا حقیقتها را پنهان کنند.“
از فیلم “V for Vendeta”
اشک زن قویترین نیرویی است که از آب به دست میآید.
توماس ادیسون
اگر زنی عصبانی شد، یقین بدانید که یک کار انجامنشده دارد و چارهاش در این است که به عصبانیت تظاهر کند.
یک شاعر انگلیسی
امیدوارم با آدمهایی آشنا بشی که زاویه دید متفاوتی دارند.
بنجامین باتن
فیلمسینمایی زندگی عجیب بنجامین باتن
جذابیت، قدرتِ زن و قدرت، جذابیتِ مرد است.
ناشناس
یک پایان تلخ بهتر از یک تلخیِ بی پایانه.
فیلم سینمایی دربارهء الی
سیاست ما عـیـــن دیانـت ماست.
مرحوم مدرس
وقتی همه به یک شکل میاندیشند، در واقع هیچکس نمیاندیشد.
والتر لیپمن
از او داستانهای شگفتی میخواستند و میتوان گفت که شگفتی قابل انتقال نیست، ماه بنگال با ماه یمن یکسان نیست، ولی آن را با همان کلمات توصیف میکنند.
”جستجوی ابن رشد“
کتابخانهء بابل
خورخه لوئیس بورخس


بعضی از آدمها حاضر نیستند آدمهای دور و بر خودشان را با دیگران تقسیم کنند.
اینها همانهایی هستند که بیشتر از بقیه از تنهایی میترسند.
خودم
بین تو و همهء آن چیزهای دیگر که من دوست میدارم تفاوتی هست
و همهء هنر تو در این است که این تفاوت را درک کنی.
(نمی دانم از کیست)
(ببخشید نیازجان، من اینو سیو کرده بودم ولی متأسفانه لینکت رو کنارش نگذاشته بودم.)
مرگ از درون خیلی بد است. مرگ آنجا اتفاق میافتد که در آینه بیتصویر شوی. آنجا که وقتی میپرسند : ”لطفن خودت را معرفی کن“ از گذشتهات میگویی.
هر که امروز زندگی میکند مسئول رویدادهای فرداست.
اینشتین
از کتاب ”اینشتین و شاعر“
Don't take life seriously, because you can never get out of it alive

به تهش اضافه شد!
اگر موجود پیش روی خود را انسان به حساب نیاوری، عوامل انسانی محدودکنندهء رفتار به شدت کاهش می یابند.
پل اُستر
پ.ن: با تشکر از نوع دیگر دیدنِ علیرضا٬ باید بگویم دقیقاً این شامل تمام فاشیستها٬ راسیستها٬ و کسانی که انواع تبعیضهای جنسی و نژادی و مکتبی و مذهبی و قومی و منطقهای و و و... را به نوعی حتی٬ حتی ناخودآگاه در اون تهتههای ناخودآگاهشان دارند میشود.
آنها که رنگینپوستان را انسان به حساب نمیآورند٬
آنها که غیرمسلمانها را انسان به حساب نمیآورند٬
آنها که غیرمسیحیان را انسان به حساب نمیآورند٬
آنها که غیر سنیها یا غیر شیعهها را انسان به حساب نمیآورند٬
آنها که دخترها را انسان به حساب نمیآورند٬
آنها که دم از قومیت خاص خودشان میزنند٬
آنها که دم از نژاد آریایی و... میزنند٬
آنها که به هر شکلی خود را بر حق میدانند ولاغیر٬
همه میتوانند روزی را انتظار داشته باشند که در برابر آن غیر ٬ به بهانهء ”چارهای نداشتن“ و ”تحت فشار بودن“ و از این قبیل٬ چندان انسانی رفتار نکنند.
پ.ن ۲: یه سئوال، صادقانه، آیا شما هم از این احساسها دارید؟ بذارید از خودم شروع کنم، من زیاد از سیاهپوستها خوشم نمیاد. یه جورایی اونا رو کمی کمتر میبینم (از آدم)، البته منظورم واقعاً سیاههها یعنی آفریقایی اصل! که خوشبحتانه برخوردی هم باهاشون نداشتهام. یا مثل کیهانجان فکر نکنم بتونم با یه عرب دوستی کنم. اینم منظورم عربِ اصله! فکر کنم بیشترش هم اکتسابی باشه و تحت تأثیر جو جامعه. از طرفی هم یه جورایی به خانوما اولویت میدم، (اینم یه جور تبعیضه البته).
خب شما چطور؟
وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد چرا باید همان قدیمیها را تکرار کرد.
برتراند راسل
پرسش: آن چیزِ سفیدی که در فضله ی پرندگان دیده می شود چیست؟
کورت ونه گات - زمان لرزه
پ.ن: نمیدونم چرا این گزینگویه ”پ.نلازم“ شد، ولی خب...
این داره میگه در چیزی که میدونی ...هه ، فکر نکن اگه چیزی به چشمت اومد که خودش رو پاک و سفید نشون میده، غیر از ...هه، اون هم از همون ...هه، فرقی نمیکنند.
فارسیش میشه: خر همون خره پالونش عوض شده،... میشه،.... و به زودی خواهد شد.
پ.ن2: سعی کردم به کامنتهای پاسخناک(!) پیک های قبلی هم بپاسخم.
اصول را برای آدمها میسازند٬ نه آدمها را برای اصول.
اینشتین
از کتاب ”اینشتین و شاعر“
لینکهای روز
ایران از وزیر اسرائیلی به سازمان ملل شکایت کرد
بهزيستی زنجان (تأسف)
یه فیلمی
اینو با موس بکشونید این طرف و اون طرف تا لابلای اون کرهها رد بشه (فلش)
دانلود کتابهای تنتن (به انگلیسی البته)
اذان و قبله و موارد مسلمونی دیگه برای اونهایی که با شکلات مشکل ندارند!
تنپيمایی! (؟!)
چون نفسی گرم شود با دو کس نیست شود صد غم از آن یک نفس
مخزنالاسرار
نظامی گنجوی
هر چه در این پرده نشانت دهند گر نپـسـندی به از آنـَت دهـند
مخزنالاسرار
نظامی گنجوی
پ.ن:روز زن بر همهء زنان و روز مادر بر همهء مادران مباركباد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر دیدی کسی سوار بر الاغ است و باد در غبغب دارد، بدان که اگر سوار اسب شود دیوانه خواهد شد.
”خیر و شرّی وجود ندارد، فقط قدرت است كه وجود دارد.“
هري پاتر و سنگ جادو
(لرد ولدمورت میگويد)
هر درونی كه خیالاندیش شد چون دلیل آری، خیالش بیش شد
مولانا
رقصیدن بیان عمودی یک اشتیاق افقی ست.
(برنارد شاو)
زندگی ما شده یک پله برقی که دارد پایین می آید ولی ما می خواهیم از آن بالا برویم!
کافی است استراحتی کنی تا برگردی سر جای اولت.
- یك مشكلی هست.
- در این چیزی كه من گفتم؟
- نه، در معقولیتِ خوشایندِ آن.
جانت وینترسن، ”آزادی فقط برای یك شب“
انسان امروز، طویلهای است كه ”خدا“ در آن زاده خواهد شد.
یونگ
پ.ن: توضیحاً عرض كنم كه اشارهء یونگ به تولد عیسی (خدای پسر) در طویله است، به روایت مسیحیان.
پ.ن 2: با توجه به اصلهای یونگی در روان انسان از قبیل غول٬ كوتوله٬ نماد٬ صورتك٬ سایه٬ و.... كه همگی در روان فعلی ما حاضر هستند ٬ به جز اصل سرنوشت (Destiny) احتمالاً٬ روان انسان امروز از دیدگاه یونگی با صبغهء مسیحی تشبیه شده به همان طویله كه منتظر ظهور آن نیروی متعالی است در درونش٬ تا فریادی كشد و فرایاد آورد و گریبان بدراند و .... برود.
اگر با خانوادهء خود مشكلی نداشته باشید، با كل جهان مشكلی نخواهید داشت.
از كتاب تقدیرات ییچینگ
پائولو كوئلو،
از كتاب عطيهٔ برتر
- پس چرا وقتی كمك لازم داشتی ازش كمك نخواستی؟
- چون نمیتونست درخواستم را رد كنه.
خداحافظی طولانی
ریموند چندلر
بچه كه بودیم دخترها عاشق عروسک بودند و پسرها عاشق مردان قوی....
بزرگ كه شدیم دخترها عاشق مردان قوی شدند و پسرها عاشق عروسک.
نمیدونم... يه كسی لابد

جری : عجب ! پیر سگ منحرف !
جو : چی شده؟
جری : تو آسانسور نیشگونم گرفت !
جو : خب حالا دستگیرت شد نصف دیگهٔ مردم چه جوری زندگی میکنن .
جری: ناسلامتی خوشگل هم نیستم !
جو: اهمیتی نمیدن . فقط کافیه دامن پات باشه . مث تکون دادن پارچهء قرمز جلوی گاو !
بعضی ها داغشو دوست دارن - بیلی وایدلر
ص79
مادرم می گفت، عاشقی یك روز است و پشیمانی هزار روز.
حالا هزار روز است پشیمانم
كه چرا یك روز عاشق نبودم.
ناشناس
پسنوشت:
به نظر نمیرسه كه این متن رو بشه جور دیگهای خوند و این طوری هم كه خونده میشه دقیقاً معلومه كه محتوای آن در مدح عشقه، نه در ذمِّ اون.
چه جوری بعضیا فكر كردن من پشیمون شدم؟!!
آدم تحلیلگری مثل من (این تعریف از خود نیست)، وقتی برخلاف برخی از محاسبات و معیارهاش یه هو یه نفر رو دوست میداره یا همون، عاشقش میشه خودش میفهمه كه ”واقعاً واقعاً ع ا ش ق ش“ شده.
در ضمن از اون نظرا هم (منظورم ”یه مطلب زمینی مزخرفه“ ) فكر نمیكنید بعد از سی و پنج شیش سال سن، دست كمی از مثلاً كیهان یا امید نداشته باشم؟ مگه آدم باید همه زندگیش رو تو وبلاگش جار بزنه؟
ولی واقعاً عشق واقعی جاری و ساریه. از نشونههاش هم اینه كه آدم خودش میشه منبع عشقورزی و به همه عشق میورزه، همه رو دوست داره، از ته دل، نه طبق برنامهریزی.
دوسِتون دارم، خیلی زیاد،
مطمئناً به چشماتون هم خیلی میاد

”من میخواهم تو عاشقم باشی، نه قاضی من.“
آزادی فقط برای یك شب
جانت وینترسون
پیامدهای كردارمان گریبانمان را میگیرند، بیاعتنا به اینكه ما در این میانه خود را اصلاح كردهایم.
نیچه
اگر دستخوش تغییر نشوی دستخوش روزمرّگی میشوی.
حماقت هم موهبتی است خدادی، چون انسان میتواند خودش را بكشد ولی نمیتواند تصمیم بگیرد كه نفهمد.
علی شریعتی
حماقت چیزی جز این نیست که همان کار گذشته را انجام دهیم و انتظار نتیجه متفاوتی را داشته باشیم.از انجام آنچه در زندگی برایتان کار نمی کند و موثر نیست ،دست بردارید و به جستجوی روش های جدید بپردازید.
"The definition of insanity is doing the same thing over and over and expecting different results."
تعریف حماقت: انجام دادن یه کار بارها و بارها و انتظار نتیجه متفاوت داشتن!!!
بنجامین فرانکلین
نه ! اشتباه نکنید.
هدف اونی نیست که آخر سر اتفاق می افته.
نه هدف از دانشجو بودن فارغ التحصیل شدنه
نه هدف از غذا خوردن سیر شدنه
و نه هدف از زندگی کردن پیر شدنه....
از وبلاگ "چرندیات یک روانی"
" آنگاه که همه خواندن توانند، نه تنها نوشتن، بلکه اندیشه نیز تباه می گردد"
نیچه
اما فراتر از هر چیز، به یکدیگر عشق بورزید، زیرا «عشق» سِتر کثرت گناهان است.
عشق مهم تر از نیکوکاری است. چرا؟
چون نیکوکاری تنها یکی از تجلیهای عشق است. همه می دانیم که نیکوکاری بدون عشق، فراوان وجود دارد. دادن سکهای به فقیری در خیابان، بسیار ساده است، اغلب بسیار سادهتر از ندادن صدقه است، بدین ترتیب از احساس گناه دیدن منظره بدبختی راحت شده ایم. چه احساس آرامشبخشی، آن هم به ازای یک سکه! بسیار ارزان است و مشکل آن گدا را هم حل می کند. اما اگر به راستی آن گدا را دوست می داشتیم، برایش بسی بیش از این می کردیم، یا هیچ کاری نمی کردیم ... که میداند؟ شاید گناه آن بدبختی، عشق راستین را در قلب ما بیدار میکرد.
عشق از نه عنصر اصلی تشکیل شده است:
بردباری: «عشق بردبار است»
مهربانی: «مهربان است»
سخاوت: «عشق در آتش حسد نمی سوزد»
فروتنی: «غرور ندارد»
ظرافت: «عشق اطوار ناپسندیده ندارد»
تسلیم: «نفع خود را خواهان نیست»
تسامح: «خشم نمی گیرد»
معصومیت: «سوءظن ندارد»
صداقت: «از ناراستی شاد نمی شود، اما با راستی به شعف می آید»
پائولو كوئلیو، از كتاب عطیهٔ برتر
”فرصتهای از دست رفته همانقدر جزیی از زندگی ما هستند كه فرصتهایی كه به دست میآوریم“ [و بالعكس]
”ای خدا!“
- بفرمایید!؟
”...
هِــــــــــــــی خـــدا!“
- بفرمایید!؟
”...“
- بگو ای بندهٔ من، صدات میاد... بگو!
”...“
و خداوند همچنان منتظر است...
خودم
به خاطر بسپار.
به خاطر بسپار كه تو را همواره دوست دارند.
همواره از تو محافظت میشود، و هرگز تنها نیستی...
تو همچنین موجودی زادهٔ نور، خرد و عشق هستی، و هرگز فراموش نخواهی شد، هرگز از نظر دور نخواهی ماند و نادیده گرفته نخواهی شد.
تو جسمت نیستی. تو مغزت نیستی، حتی ذهنت هم نیستی.
تو روحی. فقط باید حافظهات را دوباره پیدا كنی و
...به خاطر بیاوری.
از كتاب ”تنها عشق حقیقت دارد“
همیشه به خاطر داشته باش که در ارتفاعی خاص از زمین دیگر ابری وجود ندارد.
اگر آسمان زندگیت ابریست، به این دلیل است که هنوز روحت به اندازه کافی اوج نگرفته است.
مارک فیشر
- به نظرت بهتر نیست که قبیله شما هم با دیگر قبایل اعراب متحد بشه؟
- اعراب؟ کی هستند؟ قبلاً اسم این قبیله رو نشنیدم ...
بنیحنیف رو میشناسم ...
بنیمرزوق رو هم میشناسم و خیلی از قبایل دیگه رو ...
- اما .....
- این قبیله اعراب که میگی کجای صحرا زندگی میکنند؟!!
قسمتی از گفتگوی بین لورنس عربستان و سران یکی از قبایل عرب .
( خاطرات لورنس )
اینشتین از قول نیچه میگوید: ”وقتی حافظه میگوید اتفاقی روی داده است ولی غرور میگوید نه، حافظه تسلیم میشود.“
اینشتین
از كتاب اینشتین و شاعر
ایمان بدون عشق شما را متعصب میكند
نظم بدون عشق شما را فضلفروش میكند
قدرت بدون عشق شما را خشن میكند
عدالت بدون عشق شما را سخت میكند
وظیفه بدون عشق شما را بدخُلق میكند
و
زندگی بدون عشق شما را بیمار میكند
”... به یاد داشته باشید كه تجسمی شخصی و انسانگونه از خداوند قائل نشوید.“
اینشتین
از كتاب اینشتین و شاعر
این مسلم است كه هر چه را بتوانیم به فردا میاندازیم، شاید عمیقاً میدانیم كه جاودانه هستیم و دیر یا زود هر انسانی همه كار خواهد كرد و همه چیز را خواهد دانست.
فونس یا حافظه
خورخه لوئیس بورخس
ای آدمی:
شگفتا از تو که توکلت بر مردم است و توقعت از خدا!!
شگفتا از تو که هر آنچه خواسته ای کرده ای با لفظ اگر خدا بخواهد!
شگفتا از تو که شهوت خود را عشق مینامی و عشق دیگران را شهوت!
شگفتا از تو که گل خداشناسیات تنها در بهار حاجاتت میشکفد!
شگفتا از تو که هر چیز را شناختی جز آن که باید میشناختی!
شگفتا از تو که بر مردگان خاک میپاشی ولی زندگان را از خاک نمیشویی!
شگفتا از تو که ندانستی آزادی راستین آزادی از توجیهات است!
شگفتا از تو که لقمه های مردم را میشماری ولی عطایای بی پایان خدا را از یاد میبری!
و اما:
شگفتا از تو که خشمت را با نیشخند، غرورت را با فروتنی، حسادتت را با خیرخواهی، خساستت را با عقل معاش، دروغت را با صداقت، زیرکیات را با سادگی، جهلت را با دانایی، اندوهت را با شادی، شادیت را با اندوه، خودخواهیت را با نوعدوستی، داراییت را با فقر، کفرت را با ایمان، نداشتههایت را با داشتههایت و داشتههایت را با نداشتههایت پوشانده ای!
از کتاب کوچک حکمت
دکتر شاهرخ شاه پرویزی
”...شاید ستارگان، آفتاب و خانهء عظیم را من خلق كرده باشم ولی دیگر یادم نمیآید.“
آستریون
خورخه لوئیس بورخس
”یكی برای اندیشههایش به دنبال ماما میگردد و دیگری جویای كسی است كه خواستار یاری او باشد. بدینسان یك گفتگوی خوب آغاز میشود.“
نیچه
”پدرم اصلاً آلمانی است. حالا دیگر از گفتن این مطلب خجالت نمیكشم، چون میدانم بچههای آلمانی هم میتوانند مثل بچههای دیگر خوب باشند.“
راز فال ورق
یاستین گوردر
این لینک را هم اگر خواستید ببینید.

