جالب بود. دیشب توی سلمونی، میزنه اون کانال و میگه ”خسته شدیم، همهش نوحهخونی و عزاداری!“. بعدش میام بیرون میرم پیتزایی، سفارشم رو میدم و میشینم. تلویزیون رو که داره میگه دو میلیون نفر برای مراسم اربعین رفتند کَربَ... که خاموشش میکنه و به اون یکی میگه ”یه نوار بذار... ولی صداش رو زیاد نکن.“. برگشتم خونه صدای موزیک از طبقهء بالا (یا پایین) میاد. امروز که بیدار شدم، صدای ”بوم، بوم“ از مغازهء روبرویی میومد که داشت سیستم صوتیای رو که تازه روی یه ماشین نصب کرده بود امتحان میکرد.
من فکر میکردم مردم (الناس) هنوز به این چیزها اعتقاد دارند، ولی میبینم که از برکاتِ [...] دیگه کمکم مردم هم... بعله.
***
نمیدونم چرا یه مدّته حال و حوصلهء نوشتن ندارم. همهش دلم میخواد لم بدم و بخونم. انگار بقیهء وبلاگستان هم دست کمی از من ندارند.

اواخر فیلم زیبای تارانتینو، Kill Bill 2 (بیل را بکش) دیالوگ یا بهتره بگم مونولوگ جالبی داره که ”بیل“ (هدفِ انتقام بئاتریکس) خطاب به ”بئاتریکس کیدو“ (قهرمان داستان) میگه.
لحظاتی قبلتر بیل با یک تپانچهء دارتی، دارویی رو به پای بئاتریکس تزریق کرده و حالا داره با اون
صحبت میکنه تا دارو اثر کنه:
بیل: ... میدونی که من عاشق کتابهای کامیکَم (=داستانهای مصور)، مخصوصاً اونهایی که دربارهء اَبَرقهرمانها هستند. به نظرم هر افسانهای که در مورد ابرقهرمانها باشه جذابه.
و قهرمان محبوب من کیه؟ ”سوپرمن“.
کتاب معروفی نیست، خیلی هم قشنگ نقاشی نشده، ولی داستانش... داستانش نه فقط عالیه، بلکه منحصر به فرده.
بئاتریکس: این لعنتی کِی میخواد اثر کنه؟ [اشاره داره به داروی دارت که هنوز توی پاشه]
بیل: حدود دو دقیقه دیگه. اونقدر هست که منظورم رو بگم.
حالا. اصل و اساس هر افسانهء ابرقهرمانی از لحاظ اسطورهشناسی این طوریه که یه ابرقهرمان داریم و یه ”هویت دیگر“، ...بتمن در واقع ”بروس وِینه“ و مرد عنکبوتی هم در اصل ”پیتر پارکره“، وقتی اون شخصیت صبح از خواب بیدار میشه، هنوز پیتر پارکره، باید یه لباس خاصی (لباس فرم)، تنِ خودش بکنه تا بشه مرد عنکبوتی، و این مشخصه است که سوپرمن رو منحصر به فرد میکنه، سوپرمن به ”سوپرمن“ تبدیل نشد، سوپرمن، ”سوپرمن“ به دنیا
اومد. وقتی سوپرمن صبح از خواب بیدار میشه،... سوپرمنه.
شخصیت دومشه که ”کلارک کِنته“. خانوادهء کِنت وقتی اون رو پیدا می کنند، توی یه چیزی با یه “S” بزرگِ قرمز پیچیده شده بود. اون لباسش بود. در اصل چیزایی که ”کِنت“ میپوشه، عینک و کت و شلوار و اینا، لباس فرمِ اون هستند. این لباس فُرمیه که سوپرمن میپوشه، تا یکی از ما بشه. ”کلارک کنت“، دیدگاهِ سوپرمنه به ما.
و شخصیت کلارک کنت چیه؟ ..ضعیفه، از خودش مطمئن نیست، و بزدِله. کلارک کنت ارزیابی سوپرمن از کل نسل بشره. یه جورایی میشه مثل ”بئاتریکس کیدو“ و ”خانم پلیمپتون“ *.
بئاتریکس: که اینطور،... پس بالاخره منظورت معلوم شد... 
بیل: تو میخواستی لباس فرمِ ”آرلین پلیمپتون“ تن کنی، ولی تو ”بئاتریکس کیدو“ به دنیا اومدی... هر روزی که بیدار میشی بازم ”بئاتریکس کیدو“ هستی. ...میتونی... اون سوزن رو هم دربیاری. [بئاتریکس این کار رو می کنه]
بئاتریکس(با نگاهی انتقامجویانه): داری به من میگی
”ابرقهرمان“؟
بیل: من دارم بهت می گم ”قاتل“، یک قاتل مادرزاد. چیزی که همیشه بودی و همیشه هم خواهی بود.
ú ú ú
بعضیها شخصیت ذاتیشون یه چیزیه (خوب یا بد) ولی لباس یه شخصیت دیگه رو میپوشند، یا میخوان بپوشند.
گاهی شخصیت ذاتی قویتره، گاهی هم لباس، هان؟

دانلود موزیک تیتراژ فیلم "بیل را بکش" (۱) از 4shared (نانسی سیناترا)
فکر کردم شاید نگاهی به اتفاقات شصت سال پیش که سال گاو خاک قبلی بوده، برای حدس زدن وقایع پیش رو در این یک سال خاک (1388) بد نباشد. پس حوصله کنید و نگاهی به لینکهای زیر بیندازید، بد نیست.
وقایع مهر تا اسفند ماه 1328 (اعتراض مردم به نبود انتخابات آزاد و صحیح مجلس تا پیروزی آنان)
در سال 1328 امتیاز روزنامه یومیه باختر امروز به نام حسین فاطمی صادر شد
چاپ متن استعفای مصدق توسط حسین مكی در روزنامه دکتر حسین فاطمی (باختر امروز)
تبعید دکتر مصدق به حومه احمدآباد (آبان 1328).
تأسیس دانشگاه فردوسی مشهد (1328)


با توجه به این که سال چینی در اولین ماه نو بهمن تحویل میشود (یا دومین ماه نوی بعد از شب یلدا به اعتقاد خود چینیها)٬ سال جدید چینی امسال (۱۳۸۸) در ایران از نهم بهمنماه گذشته آغاز شد. امسال سال گاو (Ox) است با عنصر خاک.

امسال سال کار است و کار و کار... گاو هم مثل موش و ببر و اژدها و مار و میمون٬ یکی از علامتهای قدرت است در سالهای چینی. اینها کاملاً قابل اتکا بوده و قابلیت دستیابی به اهداف بزرگ را دارند.*
رنگ مخصوص سال گاو زرد و آبی است که با توجه به خاک بودن عنصر سال گاو امسال٬ زرد ارجح است. عنصر ذاتی خودِ سال گاو آب است و با خاک که امسال عنصر آن قرار دارد نمیسازد.
امسال در سیاست سال محافظهکارهاست٬ البته به قدرت رسیدن دیکتاتورها هم در این سال بعید نیست٬ پس به هنگام رأی دادن دقت کنید. (توجه داشته باشید که انتخابات ریاستجمهوری ما در سالهای گاو مار و خروس میافتد). بنا به گفتهء کتابهای مرجع امسال باید کشاورزی عالی باشد با بهترین محصول بدون هیچ خسارتی ولی با این کمبود بارندگی و این موضوع که عنصر امسال خاک است شاید این اتفاق به طور کامل رخ ندهد. برای خرید ملک و باغ و زمین٬ سال خوبی است (البته برای آنها که امسال برای ایشان سال خوبی است، بهتر).
گاو حاکم کشورهای سوییس٬ هند٬ کوبا٬ یمن٬ فنلاند و اوکراین است.

خاک با زمین و ملک، کشاورزی و آبیاری، تأمل و تعمق، رنگ زرد، سیارهء زحل، مواد خام، زیرساختهای اجتماعی، شبکهها، رطوبت، رسیدن و بلوغ، گله و رَمه، خرما، و برنج در ارتباط است.

در مورد متولدین سالهای مختلف با عناصر مختلف هم برای اینکه ببینید سال گاو خاک برای شما چگونه است غیر از تفسیر سال گاو در رابطه با رفتار هر سال٬ به تأثیر دوستی یا دشمنی عنصر خاک با عنصر خود هم توجه کنید.
عنصر سال تولد (شمسی) خود را اینگونه بیابید:
اگر رقم سمت راست سال تولد شما 3 یا 4 باشد --> عنصر چینی شما چوب است.
اگر رقم سمت راست سال تولد شما 5 یا 6 باشد --> عنصر چینی شما آتش است.
اگر رقم سمت راست سال تولد شما 7 یا 8 باشد --> عنصر چینی شما خاک است.
اگر رقم سمت راست سال تولد شما 9 یا 0 باشد --> عنصر چینی شما فلز است.
متولدین بهمن که باید بدانند در سال تولد خود در چه ماه قمری بودهاند تا سال چینی خود را به دقت مشخص کنند،میتوانند از این سایت تبدیل تقویمها استفاده کنند. البته در بعضی سِرورها این سایت را چیز کردهاند ولی هر طور میتوانید واردش شوید، ارزشش را دارد. متولدین دیگر ماهها و سالها هم به این سایت مراجعه کنند بد نیست. تاریخ تولد خود را کمی پایینتر در قسمت Persian Date وارد کنید و اینتر را بزنید یا بر روی یک جای خالی صفحه یک بار کلیک کنید. همان تاریخ را در تقویمها مختلف خواهید دید. شما یک سطر بالاتر Islamic Date را نیاز دارید. باید بدانید در اوخر ماه قمری قبلی به دنیا آمدهاید یا اوایل ماه قمری بعدی.

آب را هدر میدهد و میخشکاند. متولدین با عنصر آب٬ منابع خود را حفظ کنید.
برای فلز خوب است و باعث استخراج آن میشود. ای کسانی که فلزی هستید! با فکر و تعمق سرمایهگذاری کنید تا سکههای فلزی به دست آورید.
و موجب فعالیت بیشتر برای آتش میشود. آتشیها سعی کنند با برنامهریزی از این فعالیتها نتیجه هم بگیرند.
* در مقابل این حلقهء قدرت، گروه رمانتیکها هستند که شامل علامتهای گربه و بز و خوک٬ اسب و سگ٬ و خروس خواهد بود.
و اما امسال برای متولدین سالهای مختلف چینی چگونه خواهد بود:

برای موشها: از پارسال ذخیره کردید؟ اگر اینطور است امسال کار زیادی ندارید. اوایل سالِ گاو شاید نشانههای خوبی نبینید ولی از بهار اوضاع بهتر خواهد شد. از لحاظ شغلی کیفیت کارتان مورد توجه و حمایت افرادی قرار خواهد گرفت و موقعیت خوبی برای ترقی خواهید داشت. از نظر مالی ظاهراً سرتان شلوغتر است ولی خرجی بیشتر از دخل خواهید داشت ولی از این نظر ناراحت نخواهید بود. از نظر عشقی-عاطفی، اگر کسی را ندارید، میآید، ولی میرود و اگر کسی هست، میرود، ولی یکی دیگر میآید، اما به هر حال چه کسی را داشته باشید و چه نداشته باشید احساس تنهایی خواهید کرد. بهتر است امسال بیشتر مراقب خودتان باشید و بیشتر استراحت کنید چون بیشتر در معرض ابتلا به بیماریها قرار دارید. روی هم رفته سال گاو برای موشها خوب است٬ چرا که این دو سال برای هم جذابیت دارند و به هم جذب میشوند.

برای گاوها: امسال برای شما مثل پارسال نخواهد بود. پارسال که سال موش بود همه چیز همانطور که انتظار داشتید پیش میرفت ولی امسال یک سال غیرقابل پیشبینی برای شما خواهد بود. کار زیاد همراه با اتفاقاتی شاید نهچندان خوشایند در انتظار است ولی در نهایت شما قویتر هستید، چون سال، سال شماست. در شغل خود سعی کنید موقعیت خود را حفظ کنید و مراقب اطرافتان باشید، بخصوص رقبا و حسودان، آمار و اطلاعات خود را مخفی کنید. کسانی که از نظر مالی با آنها سر و کار دارید کمپول خواهند بود. برنامههای اقتصادی خود را دنبال کنید و خرج اضافه نکنید. قرار بود پارسال یک مقداری پول کنار بگذارید، گذاشتید؟ امسال برای شما بهترین سال برای تشکیل خانه و خانواده است، به خاطر کار زیادی که دارید دوستداران خود را فراموش نکنید. نگرانیهای خود را کنترل کنید و متمرکز باشید.

برای ببرها: امسال برای شما از نظر مسائل عشقی عالی است. بسته به وضعیت شما، یا همراه زندگی خود را مییابید یا اگر یافتهاید ازدواج میکنید یا با همسر خود نزدیکتر و عاشقانهتر خواهید شد، فقط مراقب اغوای افراد خارج از حیطهء دو نفرهء خودتان باشید. در شغل اوضاع زیاد بد نیست، کمکها و حمایتهایی از اطرافیان خود دریافت میکنید بخصوص از جانب ”یک مرد“ بیشتر پشتیبانی خواهید گرفت. از کار شما قدردانی و تحسین خواهد شد و متعاقب آن مسئولیت بیشتر و رتبهء بالاتری به شما پیشنهاد میشود که توصیه میکنم حتماً بپذیرید و به نحو احسن به آن بپردازید. اگر چه باید بگویم بعد از آن ناراحتیهایی احساسی در حوزهء شغلی برایتان پیش خواهد آمد ولی آمادگی آن را داشته باشید و اعتماد به نفس خود را از دست ندهید تا بتوانید بر آنها غلبه کنید. در کل برای سال پیش رو به پولِ زیاد امید نداشته باشید. هر چه میخواهید بخرید اول مطمئن شوید که واقعاً به آن نیاز دارید. در سرمایهگذاری هم احتمال فریب خوردن و کلاهبرداری از شما میرود. روابط عمومی شما امسال ضعیف خواهد بود. هیچ کار جدید یا ریسکی نکنید.

برای گربهها: (یا خرگوشها) راههایی زیادی را تجربه میکنید ولی به هر حال کارهای زیادی را به انجام میرسانید. امسال شما حمایت زیادی از دوستان و آشنایان و اطرافیان خود دریافت نَخواهید کرد. در شغل خود با موانع زیادی روبرو خواهید شد که روند کارها را کند خواهد کرد. بر حرفهایی که میزنید و رفتاری که دارید دقت کنید چون کوچکترین اشتباهی موجب تنبیه و سرزنش شما خواهد شد، حتی ممکن است کار به دادگاه بکشد. بنابراین از اولش سعی کنید از هر گونه جر و بحثی بپرهیزید. شاید امسال زیاد بخت با شما یار نباشد، ولی ناامید نشوید باید بر تصمیمهای خود پافشاری کنید. ببینید مشکلات چه درسی برایتان دارند. وقتی باد موافق وزیدن بگیرد از سرمایهگذاریهایی که کردهاید بهره خواهید برد. امسال سطح سلامت شما هم پایین خواهد بود و به سادگی میتوانید بیمار شوید، از طرفی برای مقابله با چالشهای پیش رو به سلامت خود نیاز دارید. مراقب تصادفات نیز باشید هم برای خود و هم خانوادهء خود. وضع پول و عشق هم بهتر از اوضاع شغلی نخواهد بود.

برای اژدهاها: کسانی را که میخواهند از شما سوءِ استفاده کنند، سر جایشان مینشانید. با این حال هر چه از نظر شغلی مدام میخواهید قابلیتهای خود را نشان دهید ولی همهء تلاشهایتان بلوکه میشود. شخصی (که به احتمال قوی مؤنث است) به شما پشتیبانی و کمک خواهد داد، ولی برنامههای شما به اهداف خود نخواهند رسید. مراقب سوءشهرت و بدنامی خود در حیطهء شغلتان باشید. پولها هم همانطور که میآیند، همانطور هم میروند، پس ریسک و طمع نکنید. در امور عشقی اگر تنهایید، تنها میمانید اما اگر کسی را دارید، قرارهای بیشتری خواهید داشت و اوقات خوشی را سپری خواهید کرد و اگر متأهل هستید، به همسر خود نزدیکتر خواهید شد. سال گاو امسال برای شما سلامتی به همراه دارد. کلاً سال خوبی خواهید داشت، منهای امور شغلی که با وجود مشکلاتی که دارد یک حامی آنجا هم به شما کمک خواهد رسانید.
پ.ن: چون حجم این مطلب را بلاگفا برای یک پیک نمیپذیرفت آن را در دو پیک ارائه کردم ادامه در پیک پایینی
پ.ن۲: برخی وقایع سال 1328، سال گاو خاک قبلی در ایران و جهان

برای مارها: ماجراجوییهای پارسال تمام شد. اگر تنبلی را کنار نگذارید سال پرکاری مثل سال گاو، برای شما سخت خواهد گذشت. با این حال شانس و موفقیت در حوزهء شغل و پول به شما چشمک میزند و اوضاع خوب است. به اهداف شغلی خود خواهید رسید و احتمال دریافت سود بیشتر و یا پاداشی خاص میرود، مراقب کسی که میخواهد سد راه موفقیتهای شما شود باشید و بر کار خود تمرکز کنید. پول خوبی در انتظار شماست، اما این پولی بادآورده نخواهد بود و باید برای آن برنامهریزی و کار کنید بنابراین اگر تنبلی کنید پول خود را به دست نخواهید آورد. از سوی دیگر در حیطهء عشق و سلامت مشکلاتی را تجربه خواهید کرد. در زمینههای عاطفی و عشقورزی سرد خواهید شد و مطمئناً امسال سالی نیست که شما همراه خود را بیابید یا روابطی که دارید نزدیکتر و گرمتر شود. احتمال بیخوابی٬ غم، احساس تنهایی و نداشتن آرامش خاطر در سال پیش رو برای شما زیاد است. با هر علامت کوچکی حتماً به پزشک مراجعه کنید.

برای اسبها: سختیهای سال موش به سر رسید. امسال از نظر تجارت برای شما عالی است ولی از لحاظ مسائل عشقی توی ذوقتان میخورد. در زمینهء کار و حرفه در نیمهء اول سال سعی کنید آرام و با احتیاط جلو بروید، و از مواجههء مستقیم با رقیایی که با آنها درگیری دارید پرهیز کنید. نیمهء دوم سال همه چیز ثبات بیشتری خواهد یافت و میتوانید از موفقیتهای خود استفاده ببرید، ولی باز هم باید مراقب باشید، بخصوص در سرمایهگذاریهای خود.
کسی را مییابید که میپسندید و دوستش دارید، عشقی شورانگیز که متأسفانه به ازدواج منجر نمیشود. اگر متأهل هستید خیلی مراقب باشید. از طرفی این رابطه برایتان هزینههایی خواهد داشت که از آنجایی که اوضاع مالی شما بسیار لب مرز است میتواند بعداً باعث تأسف بشود، چون شما برای پایان دادن به این رابطه هم شاید مجبور به صرف هزینههایی شوید. اوضاع سلامت شما هم در سال گاو چنگی به دل نمیزند. خوب بخوابید و هر چیزی را نخورید.

برای بزها: (یا گوسفندها) انگار غیر از کار چیزی برای شما وجود ندارد، در عوض پارسال خوب بود نه؟ خوش گذشت. ولی همانطور که میدانید، گاو و بز با هم مدام سرشاخ میشوند. در حوزهء شغلی، کارها سنگینتر خواهد بود و سختتر پیش خواهد رفت. باید مراقب حفظ موقعیت شغلی خود باشید. اگر چه اعتماد خود خود را به رئیس خود از دست میدهید ولی مواظب رفتار خود باشید. در ضمن در سال گاو شما نمیتوایند پولی پسانداز کنید و هر چه در میآورید بیخودی خرج میشود. از نظر عشق و ازدواج و اینها، امسال برای شما خنثی است، نه خوب و نه بد. امسال بهتر است اگر میتوانید نه به سفرهای دور بروید، نه در مراسم خاکسپاری کسی حاضر شوید، نه به ملاقات اشخاص بیمار بروید و نه تغییر دکوراسیون داده و نه خانه را توسعه دهید. در کل سعی نکنید امسال خودتان را زیاد نشان دهید و ابراز وجود کنید، تنها و تنها تمرکزتان روی شغل و روابط شغلی خود باشد تا این گاو را هم به سلامت از سر بگذرانید.

برای میمونها: گاو بلد است چطور از شما کار بکشد بدون این که احساس ناراحتی کنید. سال خوبی است و شهرت و پول و موفقیت و سلامت در انتظار شماست، اما اگر اشتباه کنید میتوانید همه را به باد دهید. در شغل خود به یک موفقیت و کامیابی فوقالعاده و برجسته دست مییابید که به دنبال آن پول هم میآید. اینجاست که عدهای به حسادت میافتند و به دنبال نقطهضعف یا اشتباهی از شما خواهند گردید تا کلهپایتان کنند که خوشبختانه شما٬ هم خودتان به قدر کافی زیرک هستید که از خود مراقبت کنید و هم حامیانی در این سال خواهید داشت که هوای شما را دارند. با این حال امسال برای شما پیشبینی میشود که یکی یا بخشی از داراییهای خود را به گونهای از دست میدهید که قابل برگشت نیست (مثلاً دزد میزند) یا حادثهء غیر قابل انتظاری مقدار زیادی از دارایی شما را صرف خود خواهد کرد. بنابراین بهتر است زیاد با درآمدتان خودنمایی نکنید و مردم را خبردار نکنید. امسال آماده باشید که عشق رؤیایی خود را خواهید یافت یا اگر یافتهاید به وصال خواهید رسید. ازدواج، عشق، صمیمت بیشتر و عشق جاودان برای شما در امسال رخ خواهد حتی احتمال حضور نورسیدهای هم برای متأهلانِ میمون میرود. اگر زیاد به خود استرس وارد نکنید وضعیت سلامتتان هم بد نیست. خوب بخوابید.

برای خروسها: یک سال عالی عالی عالی! شما خوشحال و پیروز و قوی خواهید بود و به خوبی میدانید که از فرصتهایتان چطور استفاده کنید. شما با نصف تلاشی که دیگران میکنند میتوانید دوبرابر آنها نتیجه بگیرید. ترقی شغلی، مسئولیتها یا پستهای بیشتر و دستیابی به یک موفقیت برجسته در سال گاو در انتظار شماست. پول از هر طرف سرازیر است، هم از شغلی که در آن موفق هستید و هم از سرمایهگذاریهایی که کردهاید، اما چون تجملگرا و نسبتاً اهل خرج کردن هستید، بیشترش را خرج آنچه تا به حال در آروزیش بودهاید کرده و کمتر پسانداز میکنید. خروسها اغلب بسیار احساساتیاند، و در برابر جنس مخالف زود واکنش نشان میدهند. در حوزهء مسائل عشقی وسوسههایی وجود دارد. اگر مجردید، شخصی را ملاقات میکنید ولی منجر به یک رابطهء عشقی نخواهد شد. اگر عاشقید، با معشوق خود دچار چالشهایی خواهید شد. اگر متأهل هستید، ممکن است پای نفر سومی به میان بیاید که لازم است به خوبی اوضاع را مدیریت کنید تا ازدواج خود را حفظ کنید و از سوءتفاهمها جلوگیری کنید. در حوزهء سلامت٬ خونریزی، شکستگی و تصادف دیده میشود، بنابراین لازم است در هنگام استفاده از وسایل پرخطر دقت بیشتری کنید و در خیابان، چه در هنگام رانندگی و چه پیاده حواستان را جمع کنید.

برای سگها: چرا انقدر دست به کارهای پرخطر میزنید؟ مگر میخواهید انقلاب کنید؟ نکنید آقا! نکنید! این کارها را نکنید! ضرر میکنید. اتفاقاتی همچون اختلاف و ناسازگاری، بحث و جدل، کشمکشها و ستیزهجوییها یا رنجیدگیها، پیش خواهد آمد و مشکلاتی را نیز برای شما به همراه خواهد داشت. بنابراین بهتر است کاملاً بر گفتار و کردار خود توجه تأمل داشته باشید. تا زمانی که آن حالت صادقانه و برخورد بیریای خود و نیز روح سختکوشی خود را حفظ کنید، میتوانید بر موانع و چالشهای شغلی خود در این سال گاو خاک فائق آیید. از نظر مالی هم زیاد بد نیست بخصوص پاییز امسال برای شما بهتر از تابستان خواهد بود، ولی به هر حال در سال گاو باید سخت کار کرد و به درآمد کم قانع بود. اوضاع عشقی هم در این سال چندان بر وفق مرادتان نخواهد بود، امسال سال احساس تنهایی کردن است برای شما. استرس و فشار کاری میتواند سلامت شما را تهدید کند. در کل امسال اگر چه زمانهای خوششانسی هم برایتان دارد اما در کل باید از آن با دقت عبور کنید.

برای خوکها: (یا گرازها) از لحاظ شغلی اوضاع بد نیست، کمی توسعه و منفعت دیده میشود. دیگران هم از شما حمایت حرفهای خواهند داشت. احتمالِ داشتنِ سفرهای کاری دور دست، بخصوص به خارج از کشور زیاد است. البته به یاد داشته باشید که امسال کارِ بیشتر لزوماً به معنی پول بیشتر نیست، به فکر توسعه و بهبود کار خود باشید. اگر در سازمان یا شرکتی کار میکنید بهترین و بیشترین تلاش خودتان را برای موفقیت در مأموریتهایتان انجام دهید وگرنه همه چیز خود را از دست میدهید. حواستان به حملهء دشمنان به نقاط ضعفتان باشد. اگر امسال پولی (زیاد) به کسی قرض دهید برنخواهد گشت. صورتحسابهای پیشبینی نشده خواهید داشت. حواستان به جیبتان باشد وحساب ان را داشته باشید. وضعیت سلامتی شما هم امسال روی لبهء تیغ است، باید بسیار مراقب خود باشید. خوب بخوابید و به محض احساس ناخوشی به پزشک مراجعه کنید، بویژه در رانندگی خیلی دقت کنید. کلاً شما خودتان را وفق میدهید، ولی ریسک نکنید و همراه با جریان باشید و الا زندگی شما زیر و رو خواهد شد. روی هم رفته امسال را باید ”آسّه برید و آسّه بیایید که ”گاوه“ شاختون نزنه!“
گاوها آرام و صبور٬ سختکوش٬ کمرو٬ قدرتمند و نجیب٬ ذاتاً شادمان٬ خانگی و خانوادهدوست٬ کلهشق.
گاوهای خاک: محققین و دانشمندان خوب٬ صاحب سبک٬ مصمم٬ ثروت زیادی از راه تلاش و کار بیوقفه به دست میآورند.
کی متولد کِی است؟
آقا : گربه محمود: میمون سیدِ خندان: بز رفسَن جونی: سگ ناطق: بز
مبرحسین: مار اوباما: گاو پوتین: اژدها غسگراولاذی: میمون چرچیل: موش
هیتلر: گاو زاپاتا: گاو ناپلئون: گاو نهرو: گاو ون گوگ: گاو
چاپلین: گاو باخ: گاو ارسطو: گاو محمدص : ببر مریلینمونرو: ببر
بتهوون: ببر کاسترو: گربه استالین: گربه کنفسیوس: گربه انیشتن: گربه
آرتور میلر: گربه دالی: اژدها فروید: اژدها ادگار آلن پو: مار پیکاسو: مار
برامس: مار داروین: مار لینکلن: مار رامبراند: اسب روزولت: اسب
لنین: اسب خروشچف: اسب نیوتون: اسب میکلآنژ: بز جان فورد: بز
موسولینی: بز بالزاک: بز داوینچی: میمون مارکیدوساد:میمون دیکنز: میمون
فلینی: میمون گوبلز: خروس دکارت: خروس ولتر: سگ سقراط: سگ
روچیلد: خوک راکفلر: خوک لورکا: خوک آلبرت شوایتزر: خوک لوکور بوزیه: خوک
بیسمارک: خوک کرامول: خوک کر و بی: گاو ولایتی: سگ توکلی: گربه

پ.ن: برخی وقایع سال 1328، سال گاو خاک قبلی در ایران و جهان
مرگ از درون خیلی بد است. مرگ آنجا اتفاق میافتد که در آینه بیتصویر شوی. آنجا که وقتی میپرسند : ”لطفن خودت را معرفی کن“ از گذشتهات میگویی.
میخوام چند تا وبلاگ معرفی کنم كه به نظرم جالب و كاربردی اومدند. یه تعداد از لینکهایی رو هم که برای بخش لینکهای روز کنار گذاشته بودم و تا الان فرصت نشده بود بذارمشون رو امروز کار کنم.
کار رو با معرفی یه وبلاگ نوپا شروع میکنم که فکرمیکنم خیلی به دردخور باشه اگرچه مشابهاتی در وبلاگستان داره ولی خب اینم جالبه و درضمن بلاگفایی هم هست و میشه با گذاشتنش در قسمت ”وبلاگ دوستان“ در مدیریت وبلاگتون از آپ شدنش باخبر بشید.
کافههای خوبی رو که میشناسید رو در وبلاگ ”کافه“ معرفی کنید.
از وبلاگهای مشابه و با قدمت بیشتر در این زمینه میتونم وبلاگ ”سفالینه-شکمینه“ رو هم اسم ببرم که احتمالاً بعضی از شما دوستان از قبل میشناسینش.
و نیز وبلاگ ”میز غذا“ ، بخصوص این مطلبش رو از دست ندید.
در رابطه با کافه رستورانهای تهران این مطلب هم جالب است، بخوانید. (لینکدونیش هم پر از وبلاگهای آشپزیه)
وبلاگ بعدی که خواهر یکی از دوستان است، بیشتر به درد خانمها میخوره. وبلاگ ”آرایشسرا“ با سوتیتر ” نکات و توصیه های زیبایی“ . به نظر من که نکات جالبی رو مطرح کرده و تا جایی که من از مسائل پوست و مو خبر دارم (من دورهء Skin Care گذراندهم!) مطالبی که در رابطه با شامپوها و مسائل بهداشتی مو مطرح کرده اشتباه نیست. سئوالات خودتون رو از ایشون بپرسید و اگه دوست دارید لینکش کنید.
این شیرینخانمی که تازگیها به جمعمون اضافه شده هم همین دیروز پریروزها یه وبلاگ زده به اسم ”کنج خلوت“ من مطالب جالبی در زمینه زبان و ادبیات و فرهنگ عربهی مختلف در این وبلاگ دیدم که برام جالب بود و نمیدونستم. اعتراف میکنم که به خاطر ”خوشم نمیاد از عربها“ هیچ وقت هم سعی نکردم اطلاعاتی در موردشون داشته باشم. شاید این وبلاگ افکارم رو کمی تعدیل کنه؟! به هر حال خوشآمدید شیرین خانم.
در این سایت، issue شما هزاران نشریه رو میبینید که میتونید اونها رو داشته باشید یا آنلاین بخونید (خیلی توپه!)
احتمالاً سایت اسکرایبد رو هم بشناسید، سایتی که که علاوه بر اینکه میتونید در اون کتابها و ای-بوکهایی رو پیدا و دانلود کنید، میتونید با دریافت کُدی اونها رو تو وبلاگ یا سایتتون هم بگذارید. درضمن خودتون هم میتونید فایلهای متنیتون رو در این سایت آپلود کرده و یا به اشتراک بگذارید. امتحان کنید، چیز خوبیه. این سایت از کلیهء فرمتهای زیر پشتیبانی میکند:
-
Adobe PDF (.pdf)
-
Adobe PostScript (.ps)
-
Microsoft Word (.doc, .docx)
-
Microsoft PowerPoint (.ppt, .pps, .pptx)
-
Microsoft Excel (.xls, .xlsx)
-
OpenOffice Text Document (.odt, .sxw)
-
OpenOffice Presentation Document (.odp, .sxi)
-
OpenOffice Spreadsheet (.ods, .sxc)
-
All OpenDocument formats
-
StarOffice Documents
-
Plain text (.txt)
-
Rich text format (.rtf)
لینکهای روز
وبلاگ s h o r t o u g h t s (طنز) (یه کمی شونزده پلاس است!)
اشیاء پرنده ناشناس در آسمان نیوجرسی
سه نوع برخورد با ازدواجهاي پيامبر
نقد و تفسير فيلمهاى دنبالهدار (يادداشتی بر فيلم های دنباله دار از اُمبرتو اِكو)
در طراحی لوگوی یک شرکت کامپیوتری به چه نکاتی باید دقت کرد
آمار نگرانکننده از همجنسگرایی در کشور
چگونه هر آنچه مورد نیازمان است را با فایل های PDF انجام دهیم؟ [نکات و ترفندها]
اختراعات و ابتکاراتی جالب در دنیای دیجیتال
اینم کار فلش جالب (هر کدوم از اون لامپها یه مدل شکل درست میکنند)
اینها هم انگار پاهاشون میخاره!! (فیلم تبلیغاتی کوتاه)
تازه می فهمم که چرا به خانه و کوچه و شهر و وطن پشت می کنیم ، ترک می کنیم ، کوچ می کنیم...
این شکلاتها هم منتظر شما هستند!
اینم آهنگ خاله از TM Bax: دانلود با کیفیت خوب


اگر به آخر یک بحث درست نگاه کنیم٬ میبینیم که نتیجهء آن ”آموختن“ مطلبی تازه (یک نادانسته) یا ”تکمیل“ یک دانِستگی (مطلبی از پیش دانسته) و یا ”تصحیح“ یک دانِستگی است. گاهی این اتفاقات فقط برای یک طرف میافتد و گاهی نیز برای هر دو طرف. با توجه به این که در عصر فنآوری اطلاعات (یا همان IT) به سر میبریم و دیگر با مفاهیمی مانند ”فایل“ و ”داکیومنت“ غرییه نیستیم٬ به نظرم رسید که همانندی مفهوم یک ”دانستگی“ (که شاید بشود آن را جزئی از یک دانش دانست) با مفهوم یک ”فایل“ اطلاعات زیاد دور از ذهن نباشد٬ چرا که در بطن هر دو مقادیر زیادی دیتا (data) نهفته است. حالا شما میتوانید این فایل دیتا را یک ”داکیومنت ورد“ بینید یا یک ”فایل تصویری“ یا ”فایل موسیقی“
٬ تفاوتی در مثال ما ندارد. سئوال اینجاست٬ اگر کسی به شما یک کپی از فایل خودش را بدهد به معنی شکست خوردن است؟ به معنی بازنده بودن است؟ وقتی من یک فایل موسیقی را از روی فلش شما یا هارد شما کپی میکنم٬ آن هم با توافق قبلی (چون به زور که نمیشود با کسی بحث کرد) آیا شما پیروز شدهاید؟! همین مثال را روی درست کردن یک فایل خراب یا تکمیل چند فایل ناقص پیاده کنید.
ممکن است عدهای الان به یاد ویروسها و این قبیل مسائل بیفتند٬ کاملاً درست است و من هم به یاد عقل و منطق و توانایی بررسی منابع (به مَثابه یک آنتیویروس) میافتم. هر چه باشد فکر نمیکنم دو نفری که با هم بحث میکنند عقبماندهء ذهنی باشند، حتی یک عاقل هم با یک آدم بیمنطق وارد بحث نمیشود٬ حداقل تا وقتی از این مسئله خبر ندارد.
به هر حال من که طرفدار دیدگاه دوم هستم٬ با این دیدگاه همیشه پیروزم چون اگر در یک مباحثه چیزی به داشتههایم (دانستههایم) اضافه نشود، که در 9/99 درصد موارد میشود٬ مطمئناً چیزی کم نمیشود چون فایلهایم Remove نمیشوند بلکه اگر طرفم بخواهد فقط Copy میشوند و چه بسا در دیدار بعدی تکمیل شدهترش را از خودش دریافت کنم.

پ.ن: میدانم که شما دوستان عزیز این مطالب را میدانستید، فقط باید یک بار هم به خودم میگفتم. ممنون از تحملتون.
بحث و مباحثه از آنجای
ی آغاز میشود که من با دیگری بر سر موضوعی یا معنایی اختلاف نظر دارم٬ مطابق قواعد بحث آنچه پیش از هر چیز اتفاق میافتد همین است که مشخص شود نظر هر یک از ما دقیقاً چیست. و سپس هر یک شواهد و دلایل خود را در جهت اثباتِ درستی نظر خود بیاوریم. و در مرحلهء بعد اگر به نظرمان شواهد و دلایل طرف مقابل ایراد یا نقصی دارد آنها را بیان کنیم تا نهایتاً شواهد و دلایلی که قابل رد نشدن باقی مانده است نشان دهد که کدام نظر صحیح است. در اینجا حالات مختلفی میتواند اتفاق بیفتد٬ از جمله این که شواهد و دلایل یکی برای دیگری اصولاً از نظر مرجعِ آن قابل قبول نباشد که این اغلب در مواردی است که به دلایل نقلی اشاره شده باشد٬ مثلاً یکی در جهت اثبات نظرش از کتابی نقل قول کند که خودِ آن کتاب یا نویسندهء آن کتاب از سوی دیگری مورد پذیرش نباشد (که البته اگر چنین باشد باید برای خود این مسئله نیز ارائهء دلیل کرد). در چنین مواردی دیگر بحث قابل پیگیری نیست٬ اما حداقلش این است که یکی٬ از نظریات دیگری یا کتابی در این زمینه مطلع شده است.
اما در مورد د
لایل عقلی (با فرض عاقل بودن دو طرف!) نباید مشکلی پیش بیاید مگر به دو صورت٬ یکی یکسان نبودن تعاریفِ دو طرف بحث از لغات و اصطلاحات کلیدی مورد بحثِ خود و دوم همان موردِ دیدگاه ”مبارزه دیدن بحث“. در مورد اولی که باید با نخستین استفاده از هر اصطلاح کلیدیِ تازه از طرف هر یک از دو طرف بحث اشارهای به معنی مورد نظر نیز از طرف گوینده بشود تا یکسان بودن و مورد پذیرش بودن معنی آن از سوی طرف مقابل بحث چک شود. در بسیاری موارد اختلاف عقیده صرفاً میتواند ناشی از همین اختلاف نظر در تعبیر و معنی کلمات بوده باشد (همان داستان معروف انگور و استافیل و عِنب و اُزُم). اما در مورد دوم میشود طور دیگری هم به موضوع نگاه کرد. ...
آیا شما یک مباحثه را یک مبارزه میدانید؟
دوستی دارم که در هر بحثی به انواع طُرق سفسطه و مغلطه متوسل میشود تا حرف خودش را به
کرسی بنشاند. حتی به شیوههایی بسیار جالب کاری میکند که آخر بحث در حالی که حرف خودتان به خود شما را تحویل میدهد، اینطور القاء کند که او در تمام این مدت نظرش همان (یعنی نظر شما) بوده و این شما بودی که داشتی چیز دیگری میگفتی (حتی ممکن است طوری وانمود کند که شما در ابتدای بحث نظری را داشتهاید٬ که در واقع او آن را مطرح کرده بود!!). واقعاً گاهی من از این تردستی وی در عجب میمانم. از حق نگذریم٬ این که بحث را چنان بگردانید که طرف را با همان نظر خودش مقهور جلوه دهید٬ یک توانایی اعجابآوری میخواهد. پیچیده شد؟ مطمئن باشید آنچه در عمل اتفاق میافتد٬ بسیار پیچیدهتر از این است که گفتم.
من با خودم فکر کردم که اصولاً چرا باید کسی چنین کاری بکند. حالا این دوست عزیز چنین توانایی دارد و البته از آن در جهت نپذیرفتن نظر دیگری (حتی ظاهراً و موقتاً) استفاده یا سوءاستفاده میکند، اما کسانی هم هستند که در یک مباحثه حتی وقتی واضحاً به آنها ثابت شده که اشتباه میکردهاند و یا حداقل آنچه میدانستهاند و بر آن پافشاری میکردند ناقص بوده٬ باز هم حاضر به ”پذیرش“ نیستند و به قولی ”زیر بار نمیروند“.
من به این نتیجه رسیدم که اینان مباحثه را یک مبارزه میبینند که تبعاً باید پیروز و شکستخوردهای در آن وجود داشته باشد. با چنین دیدگاهی طبیعی است که هر کسی در مبارزه دوست دارد پیروز میدان باشد و مخصوصاً جلوی جمع شکست نخورد. این همان است که در بین جوانترها به ”کم نیاوردن“ تعبیر میشود.
اما این دیدگاه میتواند بسیار مخرب باشد، چرا که ”پیروزی“ در آن٬ غروری کاذب میآورد و به همراه آن خوشی کاذب و ناپایدار، و از طرفی ”شکست“ در آن٬ شخص را غمگین و افسرده کرده و به وضعیت و حالت انتقامجویی یا کینهورزی میبرد. و از آنجایی که به هر حال هیچکس همه چیز را نمیداند و یا حداقل کامل نمیداند٬ شخص با چنین دیدگاهی همیشه درگیر یکی از حالاتِ بالاست و به دنبال آن، استرس فزایندهای خواهد بود. استرسی که دنبال راهی برای تخلیه خواهد گشت.


تصادف یا تقدیر؟
دو شب پیش که مشغول تماشای فیلم زیبای ” میلیونرِ اسلامداگ “ (Slumdog Millionaire) بودم٬
نمیدانستم که من دارم این فیلم را پیش از خود هندیها میبینم و قرار است این فیلم تازه از این جمعه یعنی امروز در هندوستان اکران شود، جایی که فیلم در آن ساخته شده بود. جالبتر آنکه این قضیه مصادف شده با بازدید هنرمند محبوبم ”جولیا رابرتز“ که دیروز٬ پنجشنبه٬ برای بازدید بنای معروف ”تاج محل“ ٬ در بمبئی بوده، همان شهری که موضوع اتفاقات فیلم است. او بعد از پرنسس دایانا٬ بریتنی اسپیرز٬ بیل کلینتون و آیشواریا رای٬ یکی دیگر از مشاهیر است که از این بنای زیبا که یکی از عجایب هفتگانهء جهان است٬ دیدن میکند. و بالاخره این همه، همزمان شد با اینکه وقتی دیشب خواستم این مطلب را بنویسم متوجه شدم که این فیلم بعد از اینکه چهار جایزهء گلدن گلوب را از آن خود کرد٬ حالا کاندیدای ده جایزهء اسکار هم شده است! 
فیلم سینمایی ”میلیونر اسلامداگ“ یا ”میلیونر حلبیآباد“ به کارگردانی ”دنی بویل“٬ که محصول مشترک بریتانیا و آمریکا است٬ علاوه بر جوایز گلدن گلوب٬ در لیست فیلمهای برگزیدهء پنج نفر از شش منتقد سینمایی نشریهء هالیوود ریپورتر که بهترین فیلمهای سال را انتخاب میکنند٬ نیز قرار دارد. و کاندیداها و جوایز و انتخابهای دیگری که میتوانید در اینجا بخوانید.

داستان
طرح داستان این فیلم که با اقتباس از رمان ”سین جیم“ اثر
”ویکاس سواراپ“ نویسنده و دیپلمات هندی ساخته شده است٬ از این قرار است که (توجه: با اینکه سعی میکنم داستان فیلم را لو ندهم، با این حال اگر فیلم را ندیدهاید٬ از اینجا به بعد این نوشته را بهتر است به بعد از دیدن فیلم موکول کنید.):”جمال مالک“ یک پسر هجده سالهء مسلمان که از زاغهنشینان بمبئی است، در ورژن هندی مسابقهء ”چه کسی میخواهد میلیونر شود؟“ (که مسابقهء ”ستارهها“ با مجریگری ”ایرج نوذری“ که چند سال پیش از سیمای خودمان پخش میشد دقیقاً ورژن ایرانی آن و نعل به نعل همین مسابقه بود.) حالا به مرحلهای رسیده که تنها یک پرسش باقی مانده تا پایان مسابقه که اگر به آن نیز پاسخ درست بدهد٬ صاحب بیست میلیون روپیه خواهد شد و اگر نه٬ ده میلیونِ برنده شده را نیز از دست خواهد داد. 
در اینجا زمان برنامه تمام شده و بقیهء مسابقه به فردا شب موکول میشود٬ اما به محض خروج جمال از سالن مسابقه از در پشتی٬ او توسط پلیس دستگیر میشود تا معلوم شود که چطور یک جوان تحصیلنکردهء بیخانمان توانسته به تمام آن سئوالات پاسخ دهد و روش تقلب او چه بوده است.
طی بازجویی بازرس پلیس از اوست که ما متوجه میشویم که چگونه و چقدر اتفاقی پاسخ سئوالات٬ و البته نه تمام آنها٬ هر یک گویی در گوشهای از زندگی سرشار از رنج و درد و فقر و گریز و مبارزهء او تعبیه شده بوده است. و ما همراه با کمیسر پلیس بتدریج متوجه میشویم که چطور او به همراه برادر خود ”سلیم“ به خاطر حملهء هندوهای افراطی به مسلمانان، بیخانمان شدند و همراه با دختر بچهای به نام ”لاتیکا“ به دام تبهکاری افتادند که از بچهها برای گدایی سوءاستفاده میکرد و... 
این فیلم داستان زنده ماندن با چنگ و دندان است٬ اما همراه با عشقی که گم میشود و همین میشود مایهء زندگی و زنده ماندن. اما داستان این پسر که علاقهای هم به ثروتمند شدن ندارد چیست؟ چطور سر از این مسابقه در آورده؟ آیا این بازی سرنوشت است؟ بهتر است ما هم همراه با شصت میلیون هندی درون فیلم و یکی دو میلیارد بینندهء هندی و آمریکایی و اروپایی به تماشای این فیلم بنشینیم تا ببینیم جمال در شب دوم و در پاسخ به آخرین سئوال چه خواهد کرد و چه خواهد شد.

وقتی میلیونر باشید همیشه گدایان پشت شیشهء ماشین شما هستند
بمبئی که در انگلیسی آن را بامبِی (Bombay) تلفظ میکنند٬ شهری است که با حومهء خود حدود 14 میلیون نفر جمعیت دارد و در سال 1996 (1375) نام آن را از Bombay به Mumbai (مامبِی) تغییر دادند. مرکز تولید هر چه فیلمهندی هم در همین شهر است که آن را به تأسی از هالیوود٬ بالیوود میگویند. البته جمعیت این شهر با احتساب زاغهنشینان فراوان آن به حدود 17 میلیون هم میرسد که تقریباً نیمی از آنها بسیار فقیر و بیخانمان هستند. در آنجا به
ساکنین این زاغهها و حلبیآبادها میگویند اسلامداگ (Slumdog) (محلهء پست و کثیف شهر، حلبیآباد (Slum=. ظاهراً بیشتر این زاغهنشینان هم مسلمانند.
با این حال دنی بویل انگلیسی٬ کارگردان فیلم موفق ”قطاربازی“٬ میلیونر اسلامداگ را با کمک فیلمبرداری عالی ”آنتونی داد مانتل“ طوری ساخته که میتوان فقر بمبئی را فقر رنگین نامید. تصاویر٬ بخصوص بخشهایی از فیلم که در جاهای کثیف و فقیر و پست میگذرد٬ همه رنگینکمانی از رنگها را پیش چشم ما به رقص در میآورد که این تا حدودی در مقایسه با مکانهای مرفهتر و عادی شهر و حتی استودیوی مسابقه که در صحنهآرایی و نورپردازی آنها از رنگهای سرد استفاده شده٬ تضادی را نشان میدهد. با این حال زیبایی و کار خاص و عمدهای که بویل در این فیلم کرده چیزهایی مانند این یا استفاده از دوربین روی دست و گرفتن کادرهای مورب برای انتقال حسی از اضط
راب نیست٬ به نظر من او در این فیلم توانسته است به خوبی و با ریتمی مناسب٬ ترکیبهای دوگانهای چون ترس و لذت٬ رؤیاپردازیهای رنگین و واقعیت سیاه و سفید٬ وضع به جا مانده از تاریخ و فوق مدرنشدگی امروزهء هند را به گونهای نامحسوس به تصویر بکشد. طوری که در پایان با این که شما میدانید فیلمی نسبتاً شاد دیدهاید اما نمیتوانید خود را از طعم تلخ آن چه دیدهاید نیز در امان ببینید. همان طور که در تعریف طنز واقعی گفته میشود ”طنز چیزی است که شما را در ظاهر بخنداند و در دل٬ بسوزاند.“ این فیلم هم با این که ظاهراً تمام مؤلفههای یک فیلم شاد را دارد (حتی رقص و آوازی شاد) با این حال شما بعد از دیدن فیلم احساس میکنید در چه جهان کثیفی دارید زندگی میکنید.

این فیلم در عین حال توانسته است هم تریلر و دلهرهآور باشد٬ هم فیلم عشقی و رمانتیک٬ هم یک فیلم پیکارِسْک (اوباشگری) باشد و به گونهای هجویهء فیلمهای بالیوودی هم در نظر گرفته شود (حتی پایانبندی آن نیز مثل بسیاری از فیلمهندیها در یک ایستگاه قطار میگذرد!). شاید ”بویل“ دارد به ما میگوید اگر انگلیسیها را از هندوستان بیرون نکرده بودند٬ حالا سینمای هند چگونه بود. اگر چه خود در پاسخ به اعتراضات و انتقادات به سیاهنمایی هند امروز در فیلم ”میلیونر اسلامداگ“ معتقد است که ”این فیلم با هدف نشان دادن روح زندگى در بمبئى ساخته شد.“ ولی من معتقدم این یک فیلم سیاه تمام رنگی است. او میگوید: ” چیزى که مىخواستم مردم با دیدن این فیلم بدان پى ببرند، روحیهء باورنکردنى مردم این کشور و شادمانى درونى آنها علىرغم شرایط زندگى آنهاست. آنها تشنهء زندگى هستند و روح زندگى در شهر بمبئى جریان دارد، از این رو مىخواستیم تصاویر این شهر را در فیلم به وفور داشته باشیم.“

از دیگر نکات جالب توجه فیلم به جز تدوین عالی آن، قرارگیری زیرنویسهای انگلیسی آن (برای جملات هندی) بود که سوای جایگیریهای جالب٬ برای آنها هم پسزمینهء رنگی در نظر گرفته شده است.
بعد از تمام اینها ولی باید گفت تأکید فیلم بر سرنوشت٬ کمی تصنعی از آب در آمده است و تو ذوق میزند. گویی تمام فیلم در پی یافتن پاسخ پرسش چهارگزینهای ابتدای فیلم است.

قابیل و برادرش هابیل
با دیدن این فیلم به این فکر افتادم که اگر قرار باشد هابیل و قابیل بار دیگر به این دنیا برگردند و آموختههای خود را به اجرا بگذارند و کارماهای خود را پس دهند٬ چندان دور از داستان این فیلم نمیشد. دو برادر یکی جنگجو و تیز٬ دیگری درستکار و عاشق٬ اما در اینجا تنها یک دختر هست که به گونهای هم خواهر است و هم معشوقه٬ که این با توجه به اسطورههای هندی و رسمی که هنوز در بعضی مناطق آن جریان دارد (ازدواج چند برادر با یک زن) برای مردم هند زیاد دور از ذهن نیست. اما
قابیل این بار با این که خود به تبهکاران میپیوندد اما از کمک به هابیل دریغ نمیکند و در اصل این اوست که زندگی برادر را پیش میبرد و مدام او را نجات میدهد و در پایان فیلم هم متوجه میشویم که این اوست که تمام شُرور را از بین برده است٬ اگر چه با روشِ شر.
در پایان توصیه میکنم فیلم را همراه با چند نفر دیگر ببینید٬ چون در پایان به کسی نیاز دارید تا کف دستهایتان را به هم بزنید و بگویید: ”ای وَل! اینه!“
پ.ن: راستش از شما چه پنهان، من هم نمیدانستم اسم نفر سوم چیست (سئوال آخر فیلم)!
دانلود ساندترک پایانی فیلم (۱.۵۶ مگ)

پ.ن: و بالاخره در تاریخ پنجم اسفندماه جاری این فیلم توانست ۶ جایزه از ده اسکار کاندید شدهاش را به خانه ببرد. فقط خوشم اومد از اینکه همون فیلمبرداری و تدوین و کارگردانی و آهنگش که خوشم اومده بود هم جایزه بردند. برم عضو آکادمی بشم تا دیر نشده ؛)
”من که خودم سعی میکنم هر چیزی به ذهنم میرسد بگویم و تا جایی که نترسم میگویم . بعضیها بهشان برمیخورد. بعضیها چیزهای دیگری میگویند. البته خودسانسوزی هم هست . بچهها شاید در ذهن خودشان چیزهایی را سانسور میکنند که واقعا دلیلی هم ندارد.“

”الان نود برایت جالبتر است یا گزارش بازی؟
هر دوتایشان . ولی کلا با نود خیلی حال میکنم .
- یک خورده هم ترسناک است نه؟
آره ، خیلی. ولی همان ترسناک بودنش هم جالب است . همین که یک چیزی بگوییم که دعوا درست شود یک چالشی ایجاد میکند که جالب است . به نظر من اینها یک ترس لذتبخش دارد.“
”- میتوانی به 10سال دیگر فکر کنی؟
قضیه 10سال نیست . اینجا هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد و آدم اصلا به آینده اش مطمئن نیست ؛ ولی فکر نکنم خودم هیچ وقت پیشقدم شوم و بگویم من دیگر این کار را نمیکنم. “
عادل فردوسیپور
بعد از استعفای مصلحتی یا غیر مصلحتی داریوش مصطفوی و صحبت های ایشان با دوربین برنامه نود، محمد آخوندی، یکی از اعضای هیئت مدیره پرسپولیس و سخنگوی سازمان تربیت بدنی روی خط برنامه نود آمد. طبق سنوات گذشته مهمان برنامه مقهور صحبت های متین و منطقی عادل فردوسی پور مجری برنامه نود شد اما صحبت های من برای دفاع از 90 یا شخص فردوسی پور نیست بلکه روی صحبت من با سخنگوی سازمان تربیت بدنی است...
آقای آخوندی که معتقد است داریوش مصطفوی با میل شخصی از مدیریت پرسپولیس استعفا داده است، یا از صحبت های چند وقت اخیر مصطفوی و هدایتی خبر ندارد یا اینکه می خواهد حقیقت را از مردم پنهان کند. موضوع درگیری مصطفوی و هدایتی، موضوعی است که غیر فوتبالی ها هم آن را متوجه شده اند و اینکه هدایتی اعلام کرده تا زمانی که داریوش خان در پرسپولیس باشد، کمک مالی نمی کند بحث امروز و دیروز نیست. 2-3 هفته ای است که پرسپولیس از بی پولی می نالد و بازیکنان این تیم از اینکه قسط دومشان عقب افتاده ناراضی هستند ولی با استعفای مصطفوی ناگهان از سوی هیئت مدیره اعلام می شود که ظرف چند روز آینده طلب بازیکنان داده می شود و حتی هدایتی از بمب خبری سخن می گوید...آیا مشکل فقط بودن مصطفوی بود؟
آخوندی که نتوانست فردوسی پور را قانع کند که استعفای مصطفوی تحمیلی نبوده است، برنامه نود را زیر سوال برد و گفت: « نود فقط قصد دارد عقاید خودش را به مردم منتقل کند » و همچنین در جای دیگر گفت: « نود به جای اینکه به این مسائل بپردازد بهتر است به مسائل کلان فوتبال بپردازد. »
بحث اصلی ما اینجاست، مطمئناً سازمان تربیت بدنی به عنوان متولی ورزش دوست دارد که کارهایی که انجام می دهد مثبت ارزیابی شود و معمولاً از انتقاد خوشش نمی آید. واقعاً اگر برنامه نود بخواهد واقعیت ها را از مردم پنهان کند طرفدارانش را از دست می دهد اما اینکه برنامه نود به مسائل کلان بپردازد، تا مسائل کلان از نظر آخوندی چه باشد... تعریف و تمجید از عملکرد سازمان تربیت بدنی؟ خیر آقای آخوندی، مردم به همه اتفاقات آگاه هستند و می دانند در فوتبال ایران چه اتفاقاتی می افتد. پرسپولیس و استقلال در اختیار سازمان تربیت بدنی و هر اتفاقی که در این دو باشگاه بیفتد شما باید پاسخگو باشید و مردم را قانع کنید. شما که می گویید باشگاه ها باید خصوصی شوند تا این مشکلات تمام شود، پس چرا دست روی دست گذاشتید؟ واقعاً تو فوتبال ایران چیزی مهمتر از خصوصی کردن باشگاه ها وجود دارد؟ مسائل کلان که شما می گویید این است نه آنکه یک برنامه را به دلیل انجام رسالتش به تشویش افکار عمومی متهم کنید...
همان طور که گفتم مردم به همه مسائل آگاه اند و درست از زمانی که آقای آخوندی به پشت خط برنامه نود آمد روند مسابقه SMS این برنامه هم تغییر کرد. تا قبل از صحبت های آخوندی اکثر مردم اعتقاد داشتند که تغییر مدیریت در پرسپولیس به سود این تیم خواهد بود اما بعد از صحبت های ایشان، نظرها تغییر کرد و بیشتر رای ها به سمتی رفت که تغییر مدیریت هم مرهم درد پرسپولیس نیست و اینجا بار دیگر عملکرد سازمان تربیت بدنی زیر سوال رفت.
کودکی محمد آخوندی : ” شانزده سالم بود.سرم پر شور بود و زندگی هیجان انگیز. ...محمد آخوندی در دبیرستان ما بود و با گیر دادن به آدم ها روزگار می گذراند....“ در اینجا بخوانید (خیلی جالب گفته)
کودکی عادل فردوسیپور : "پدر و مادرم رفسنجانی هستند و متولد و بزرگ شده تهران. هنوز هم اكثر اقوام من ساكن كرمان و رفسنجان هستند" (این یکی را در ادامهء مطلب میآورم، چون در دو جا و هر کدام با کم و کاستیهایی بود. این هم بسیار جالب است برای آنها که نمیدانند.)
جالبه که میخواهند مخابرات رو به بخش خصوصی واگذار کنند!
عادل باید به خودش افتخار بکنه که یه دولتی مجبور شده برای، اگه نگیم مبارزه با او، برای رقابت با او، از همهء امکاناتش حتی مخابراتش استفاده کنه!
چند وقت پیش در جریان قضیهء هک و هکبازی بین سایت آشیانه و عربهای سعودی، آخرش وقتی عربها زورشون نرسید، میدونید چه کار کردند؟ رفتند شرکتهایی که مالکیت سرورهای سایت آشیانه رو تو کانادا در اختیار داشتند رو خریدند تا از اون طریق سایت اینها رو داون کنند!!
دانلود ویدئوی مکالمهء فردوسیپور با آخوندی در نود
فایل صوتی برنامه نود تاریخ نوزدهم دی ماه ۸۷
و بستهء اختصاصی سینمای ما در بارهء این غائله
پ.ن: در کمال تأسف باخبر شدم برادر جوان دوست بسیار عزیزم به دنبال حادثهای به دیار باقی شتافته.
هدایتجان ما را هم در غم خود شریک بدان. تسلیت میگم. ![]()
ادامه مطلب

